ايجاد حساب  |  ورود
 
 
-::Mashhad Team::-: تالار گفتمان
 

 
MashhadTeam.com :: نمايش موضوعات - حكايات جناب عطار

`

حكايات جناب عطار

 

ارسال موضوع جديد  پاسخ به اين موضوع    

   MashhadTeam.com صفحه اول انجمن -> انجمن ادبیات -> شعر

نمايش موضوع قبلي :: نمايش موضوع بعدي  
نويسنده پيغام

mahdyar
همکار سایت
همکار سایت

وضعيت: آفلاين
21 آبان ماه ، 1384
تعداد ارسالها: 1750
امتياز: 25967
تشکر کرده: 1
تشکر شده 3 بار در 2 پست

محل سكونت: عيبي يخ‌دي‌بابا

ارسالارسال شده در: دوشنبه، 14 آبان ماه ، 1386 00:35:18    موضوع مطلب: حكايات جناب عطار پاسخ همراه با اعلان

یک شبی روح الامین در سد ره بود ..... بانگ لبیکی ز حضرت می‌شنود
بنده‌ای گفت این زمان می‌خواندش ..... می‌ندانم تا کسی می‌داندش
این قدر دانم که عالی بنده ایست ..... نفس او مرده است او دل زنده ایست
خواست تا بشناسد او را آن زمان ..... زو نگشت آگاه در هفت آسمان
در زمین گردید و در دریا بگشت ..... بار دیگر گرد عالم دربگشت
هم ندید آن بنده را، گفت ای خدای ..... سوی او آخر مرا راهی نمای
حق تعالی گفت عزم روم کن ..... در میان دیر شو معلوم کن
رفت جبرئیل و بدیدش آشکار ..... کان زمان می‌خواند بت را زارزار
جبرئیل آمد از آن حالت بجوش ..... سوی حضرت بازآمد در خروش
پس زفان بگشاد گفت ای بی‌نیاز ..... پرده کن در پیش من زین راز باز
آنک در دیری کند بت را خطاب ..... تو به لطف خود دهی او را جواب
حق تعالی گفت هست او دل سیاه ..... می‌نداند، زان غلط کردست راه
گر ز غفلت ره غلط کرد آن سقط ..... من چو می‌دانم نکردم ره غلط
هم کنون راهش دهم تا پیشگاه ..... لطف ما خواهد شد او را عذر خواه
این بگفت و راه جانش برگشاد ..... در خدا گفتن زفانش برگشاد
تا بدانی تو که این آن ملتست ..... کانچ اینجا می‌رود بی‌علتست
گر برین درگه نداری هیچ تو ..... هیچ نیست افکنده، کمتر پیچ تو
نه همه زهد مسلم می‌خرند ..... هیچ بر درگاه او هم می‌خرند

بازگشت به بالا

رويت مشخصات كاربر ارسال پيغام شخصي شناسه Yahoo

fire
فعالان سایت
فعالان سایت

وضعيت: آفلاين
30 بهمن ماه ، 1385
تعداد ارسالها: 1441
امتياز: 23393
تشکر کرده: 0
تشکر شده 1 بار در 1 پست

محل سكونت: تالار گفتمان

ارسالارسال شده در: دوشنبه، 14 آبان ماه ، 1386 12:28:29    موضوع مطلب: پاسخ همراه با اعلان

مرسی مهدی جان Razz
_________________
مسعود درویش زاده
...........
وقتي لياقت داشتن يه چيزي و نداري بهتره به همون چيزايي كه داري بسنده كني ........ يا به عبارتي خلايق هر چه لايق

بازگشت به بالا

رويت مشخصات كاربر ارسال پيغام شخصي بازديد از سايت ارسال كننده مطلب شناسه Yahoo

mahdyar
همکار سایت
همکار سایت

وضعيت: آفلاين
21 آبان ماه ، 1384
تعداد ارسالها: 1750
امتياز: 25967
تشکر کرده: 1
تشکر شده 3 بار در 2 پست

محل سكونت: عيبي يخ‌دي‌بابا

ارسالارسال شده در: پنجشنبه، 1 آذر ماه ، 1386 00:15:02    موضوع مطلب: درویشی که عاشق دختر پادشاه شد پاسخ همراه با اعلان

حکایت درویشی که عاشق دختر پادشاه شد

شهریاری دختری چون ماه داشت....عالمی پر عاشق و گمراه داشت
فتنه را بیداریی پیوست بود....زانک چشم نیم خوابش مست بود
عارض از کافور و زلف از مشک داشت....لعل سیراب از لبش لب خشک داشت
گر جمالش ذره‌ای پیدا شدی....عقل از لایعقلی رسوا شدی
گر شکر طعم لبش بشناختی....از خجل بفسردی و بگداختی
از قضا می‌رفت درویشی اسیر....چشم افتادش بر آن ماه منیر
گرده‌ای در دست داشت آن بی‌نو....نان آوان مانده بد بر نانوا
چشم او چون بر رخ آن مه فتاد....گرده از دستش شد و در ره فتاد
دختر از پیشش چو آتش برگذشت....خوش درو خندید خوش خوش برگذشت
آن گدا پس خنده‌ی او چون بدید....خویش را بر خاک غرق خون بدید
نیم نان داشت آن گدا و نیم جان....زان دو نیمه پاک شد در یک زمان
نه قرارش بود شب نه روز هم....دم نزد از گریه و از سوز هم
یاد کردی خنده‌ی آن شهریار....گریه افتادی برو چون ابر زار
هفت سال القصه بس آشفته بود....با سگان کوی دختر خفته بود
خادمان دختر و خدمت گران....جمله گشتند ای عجب واقف بر آن
عزم کردند آن جفا کاران به جمع....تا ببرند آن گدا را سر چو شمع
در نهان دختر گدا را خواند و گفت....چون تویی را چون منی کی بود جفت
قصد تو دارند، بگریز و برو....بر درم منشین، برخیز و برو
آن گدا گفتا که من آن روز دست....شسته‌ام از جان که گشتم از تو مست
صد هزاران جان چون من بی‌قرار....باد بر روی تو هر ساعت نثار
.

_________________
میشه هیچ چیزو ندید، فقط نگاه کرد...

بازگشت به بالا

رويت مشخصات كاربر ارسال پيغام شخصي شناسه Yahoo
تمامي مطالب ارسال شده:   
ارسال موضوع جديد   پاسخ به اين موضوع   

   MashhadTeam.com صفحه اول انجمن -> انجمن ادبیات -> شعر

زمان پيشفرض سايت: ساعت گرينويچ + 3.5 ساعت
صفحه 1 از 1
  
نام کاربري:      کلمه عبور:     

~ يا ~
عضويت در سايت

  


 


Powered by phpBB © 2001, 2007 phpBB Group
 
 
مرجع امنيت شبکه bugtraq
 
 

 

All Right Reserved By MashhadTeam.Com

 Powered By PHP-Nuke &
Farsi Project By [MashhadTeam] PHPNuke.ir

PHPNUKE.IR