|
fire
فعالان سایت

 وضعيت: آفلاين 30 بهمن ماه ، 1385 تعداد ارسالها: 1441 امتياز: 23393 تشکر کرده: 0 تشکر شده 1 بار در 1 پست
محل سكونت: تالار گفتمان
|
ارسال شده در: دوشنبه، 16 مهر ماه ، 1386 22:43:45 موضوع مطلب: درد دل |
|
|
ای تو همراه شبم...می نویسم از تو باز
تا بدانی که چرا .... گشته ای محرم به راز
می نویسم بهر تو..... بر همین یک تکه سنگ
بوده نامش در قدیم ... یه دل تاریک و تنگ
چند صباحی بوده باز ... برهمه نامردمان
چو شکستندش همه .... بسته ام بر دیگران
چه لگدها می زدند ... بر همین یک تکه سنگ
چه اسارت ها کشید......هم زمان صلح و جنگ
هم شکستندش یه روز .... هم گذشتن از کنار
گو گناهش گر چه بود ... این چنین آخر کار
ای تو همراه شبم....گشته این سنگ بر تو باز
تا تو بینی آن همه ..... درد و رنج و یک نیاز
یک نیاز دور و کور.... سبب یه اشک شور
یه صدای همصدا........که بشه سنگ صبور _________________ مسعود درویش زاده
...........
وقتي لياقت داشتن يه چيزي و نداري بهتره به همون چيزايي كه داري بسنده كني ........ يا به عبارتي خلايق هر چه لايق |
|