ايجاد حساب  |  ورود
 
 
-::Mashhad Team::-: تالار گفتمان
 

 
MashhadTeam.com :: نمايش موضوعات - نخستین نگاه

`

نخستین نگاه

 

ارسال موضوع جديد  پاسخ به اين موضوع    

   MashhadTeam.com صفحه اول انجمن -> انجمن ادبیات -> شعر معاصر

نمايش موضوع قبلي :: نمايش موضوع بعدي  
نويسنده پيغام

PcBoyIr
مدیر سایت
مدیر سایت

وضعيت: آفلاين
20 تير ماه ، 1384
تعداد ارسالها: 1427
امتياز: 35899
تشکر کرده: 0
تشکر شده 1 بار در 1 پست

محل سكونت: مشهد

ارسالارسال شده در: پنجشنبه، 5 مهر ماه ، 1386 09:01:38    موضوع مطلب: نخستین نگاه پاسخ همراه با اعلان

نخستین نگاه

نخستین نگاهی که ما را بهم دوخت
نخستین سلامی که در جان ما شعله افروخت
نخستین کلامی،که دلهای مارا
به بوی خوش آشنایی سپردو
به مهمانی عشق برد
پراز مهر بودی
پرازنوربودم
همه شوق بودی
همه شور بودم
چه خوش لحظه هایی که دزدانه از هم
نگاهی ربودیم و رازی نهفتیم
چه خوش لحظه هایی که (می خواهمت)را
به شرم و خموشی _نگفتیم و گفتیم
دو آوای تنهای سرگشته بودیم
رها در گذر گاه هستی پر گشودیم
چه خوش لحظه هایی که هم را شنیدیم
چه خوش لحظه هایی که در هم وزیدیم
چه خوش لحظه هایی که در پرده ی عشق
چو یک نغمه ی شاد،باهم شکفتیم!
چه شب ها ،چه شب هاکه همراه حافظ
در آن کهکشانهای رنگین
در آن بیکرانهای سرشار ازنرگس و نسترن
یاس و نسرین
ز بسیاری شوق و شادی نخفتیم
تو با آن صفای خدایی
تو با آن دل و جان سرشار از روشنایی
از این خاکیان دور بودی.
من آن مرغ شیدا
در آن باغ بالنده،در عطر و رویا
بر آن شاخه های فرارفتهتا عالم بی خیالی
چه مغرور بودم...
چه مغرور بودم...!
من و تو چه دنیای پهناوری آفریدیم
من و تو به سوی افق های نا آشنا پر کشیدیم
من و تو ندانسته دانسته
رفتیم و رفتیم و رفتیم
چنان شاد،خوش ،گرم ،پویا
که گفتی به سرمنزل آرزوها رسیدیم
دریغا،دریغا،ندیدیم
که دستی در این آسمانها،
چه بر لوح پیشانی ما نوشته است
دریغا در آن غصه ها و غزل ها نخواندیم
که اب و گل عشق با غم سرشته است
فریب و فسون جهان را
تو کر بودی ای دوست من کور بودم
از آن روزها _اه _عمری گذشته است
من و تو دگر گونه گشته ایم
دنیا دگر گونه گشته است
در این روزگاران بی روشنایی
در این تیره شبهای غمگین،که دیگر
ندانی کجایم
ندانم کجایی
چو با یاد ان روزها می نشینم
چو یاد تو را پیش رو می نشانم
دل جاودان عاشقم را
به دنبال آن لحظه ها می کشانم
سرشکی به همراه این بیت ها می فشانم:
نخستین نگاهی که ما را بهم دوخت
نخستین سلامی که در جان ما شعله افروخت
نخستین کلامی که دلهای ما را
به بوی خوش آشنایی سپرد و به مهمانی عشق برد
پر از مهر بودی...
پر از نور بودم....

فریدون فروغی

بازگشت به بالا

رويت مشخصات كاربر ارسال پيغام شخصي ارسال ايميل بازديد از سايت ارسال كننده مطلب شناسه Yahoo
تمامي مطالب ارسال شده:   
ارسال موضوع جديد   پاسخ به اين موضوع   

   MashhadTeam.com صفحه اول انجمن -> انجمن ادبیات -> شعر معاصر

زمان پيشفرض سايت: ساعت گرينويچ + 3.5 ساعت
صفحه 1 از 1
  
نام کاربري:      کلمه عبور:     

~ يا ~
عضويت در سايت

  


 


Powered by phpBB © 2001, 2007 phpBB Group
 
 
مرجع امنيت شبکه bugtraq
 
 

 

All Right Reserved By MashhadTeam.Com

 Powered By PHP-Nuke &
Farsi Project By [MashhadTeam] PHPNuke.ir

PHPNUKE.IR