ايجاد حساب  |  ورود
 
 
-::Mashhad Team::-: تالار گفتمان
 

 
MashhadTeam.com :: نمايش موضوعات - نامه هاي خط خطي

`

نامه هاي خط خطي
رفتن به صفحه 1, 2  بعدي
 

ارسال موضوع جديد  پاسخ به اين موضوع    

   MashhadTeam.com صفحه اول انجمن -> انجمن کتاب -> متفرقه

نمايش موضوع قبلي :: نمايش موضوع بعدي  
نويسنده پيغام

sahel
حق آبو گِل داره!
حق آبو گِل داره!

وضعيت: آفلاين
27 مرداد ماه ، 1382
تعداد ارسالها: 1352
امتياز: 12665
تشکر کرده: 0
تشکر شده 1 بار در 1 پست

محل سكونت: فارس / لارستان

ارسالارسال شده در: شنبه، 24 شهريور ماه ، 1386 01:10:05    موضوع مطلب: نامه هاي خط خطي پاسخ همراه با اعلان

همه ما راحت حرف مي زنيم؛ ولي نوشتن براي بيشتر ما سخت است. اما تو بنويس تا يادت بماند كه نوشته ها، ردپاي عبور است. فردا كه برگردي و نوشته هايت را بخواني، به ياد مي آوري كه از كجا رد شده و چطور قد كشيده اي.
اين دفتر هم فقط يك جور بهانه است؛ بهانه ردشدن و قد كشيدن. اين دفتر – اين دفتر خط خطي- نه قاعده اي دارد و نه نظمي. تنها قاعده اش نوشتن براي اوست. با 52 هفته، كه در هر هفته اش، تو سؤالي داري و در هر روزش مسئله اي. برو و بگرد و سوال تازه پيدا كن.
اين روزها، آدمها سرشان شلوغ است. بعضي ها حوصله خدا را ندارند،حال او را نمي پرسند. برايش نامه نمي نويسند؛ اما تو اين كار را بكن. تو حالش را بپرس. تو چيزي برايش بنويس، ساعتهايت را با او قسمت كن؛ ثانيه هايت را هم.
***
و اما آن كتاب آسماني، يادت هست؟ اسمش قرآن بود. كلمه هاي خدا بود در دستهاي پيامبر. با اينكه اين روزها، اين كلمه ها همه جاهست. اما كسي آنها را نـَفـَس نمي كشد، كسي با آنها زندگي نمي كند. تو اما كلمه هاي خدا را نـَفـَس بكش و زندگي كن؛ و اما اين آيه ها كه لابه لاي هفته هاي تو آمده است، تلنگر كوچكي است به قلب بزرگ تو، تا بروي و سراغي از ايشان بگيري.
ديگر چه بگويم … كه تويي و كلمه و خداوند.
پس برايش بنويس… بنويس… هرچه كه باشد…

_________________
! There is no finish Line !

بازگشت به بالا

رويت مشخصات كاربر ارسال پيغام شخصي بازديد از سايت ارسال كننده مطلب

sahel
حق آبو گِل داره!
حق آبو گِل داره!

وضعيت: آفلاين
27 مرداد ماه ، 1382
تعداد ارسالها: 1352
امتياز: 12665
تشکر کرده: 0
تشکر شده 1 بار در 1 پست

محل سكونت: فارس / لارستان

ارسالارسال شده در: شنبه، 24 شهريور ماه ، 1386 01:12:58    موضوع مطلب: پاسخ همراه با اعلان

هفته اول
خدايا! من هماني هستم كه وقت و بي وقت مزاحمت مي شوم؛ هماني كه وقتي دلش مي گيرد و بغضش مي تركد، مي آيد سراغت. من هماني ام كه هميشه دعاهاي عجيب و غريب مي كند و چشمهايش را مي بندد و مي گويد: "من اين حرفها سرم نمي شود. بايد دعايم را مستجاب كني."
هماني كه گاهي لج مي كند و گاهي خودش را برايت لوس مي كند؛ هماني كه نمازهايش يك در ميان قضا مي شود و كلي روزه ي نگرفته دارد؛ هماني كه بعضي وقتها پشت سر مردم حرف مي زند و گاهي بدجنس مي شود. البته گاهي هم خودخواه، گاهي هم دروغگو. حالا يادت آمد من كي هستم؟
اميدوارم بين اين همه آدمي كه داري، بتواني من يكي را تشخيص بدهي. البته مي دانم كه مرا خيلي خوب مي شناسي. تو اسم مرا مي داني. مي داني كجا زندگي مي كنم و به كدام مدرسه مي روم. تو حتي اسم تك تك معلمهاي مرا هم مي داني. تو مي داني من چند تا لباس دارم و هركدامشان چه رنگي است؛ اما …
خدايا! اما من هيچ چي از تو نمي دانم. هيچ چي كه دروغ است؛ چرا، يك كمي مي دانم. اما اين يك كمي خيلي كم است. راستش من اين دفتر را براي همين خريده ام. آخر مي داني، من مدتهاست كه مي خواهم چيزهايي برايت بنويسم. البته من هميشه با تو حرف زده ام. باز هم حرف مي زنم. اما راستش چند وقتي است كه چندتا تصميم جديد گرفته ام. دوست دارم عوض بشوم؛ دوست دارم بزرگ بشوم؛ دوست دارم بهتر باشم. من يك عالم سوال دارم؛ سوالهايي كه هيچ كس جوابش را بلد نيست. دوست دارم تو جوابم را بدهي.
نمي دانم، شايد هم من اصلا هيچ سوالي ندارم و مي خواهم تو به من سوالهاي تازه ياد بدهي. اما بايد قول بدهي كمكم كني! قول مي دهي ؟
راستي، يادت باشد اين دفتر يك راز است خدا! راز من و تو. خواهش مي كنم درباره ي اين دفتر به كسي چيزي نگو؛ حتي به مادرم.

از يك جايي شورع كن. تو هم يك جوري سر صحبت را با خدا وا كن. يك كم از خودت بگو. درست است كه خدا خوب تو را مي شناسد، اما عيبي ندارد خودت را به او معرفي كن.
راستي تو چه برنامه داري؟ مي خواهي توي اين دفتر چه كار كني؟ به خدا چه مي خواهي بگويي؟ چه مي خواهي برايش بنويسي؟

_________________
! There is no finish Line !

بازگشت به بالا

رويت مشخصات كاربر ارسال پيغام شخصي بازديد از سايت ارسال كننده مطلب

sahel
حق آبو گِل داره!
حق آبو گِل داره!

وضعيت: آفلاين
27 مرداد ماه ، 1382
تعداد ارسالها: 1352
امتياز: 12665
تشکر کرده: 0
تشکر شده 1 بار در 1 پست

محل سكونت: فارس / لارستان

ارسالارسال شده در: شنبه، 31 شهريور ماه ، 1386 02:18:36    موضوع مطلب: پاسخ همراه با اعلان

هفته دوم

خدايا! يك هفته از دوستي ما مي گذرد و من همه اش به اين موضوع فكر مي كنم كه مگر مي شود آدم با خدا دوست شود. آخر تو خيلي بزرگي و من خيلي كوچكم. اما من ياد حضرت ابراهيم افتادم. يادم افتاد كه تو بهش گفته بودي خليل. خليل يعني دوست و خليل الله يعني دوست خدا. پس حضرت ابراهيم دوستت بوده. اما او پيامبر بود. من كه پيامبر نيستم. شايد تو فقط با پيامبرها دوست مي شوي.
اما من گشتم و توي قرآن يك آيه پيدا كردم. يك آيه كه ثابت مي كرد تو با همه دوست مي شوي. با همه. مي داني كدام آيه را مي گويم؟
سوره ي يونس آيه ي 62 ، آنجا كه مي گويي: "آگاه باشيد كه دوستان خدا ترسي ندارند و غمگين نمي شوند."
يعني تو مي تواني يك عالم دوست داشته باشي. پس من هم مي توانم دوستت باشم. اين جوري خيلي خوب است. اصلا فوق العاده است.
خدايا! ممنون كه اجازه دادي با تو دوست باشم.

تو درباره ي دوستي با خدا چه فكر مي كني؟ آخر آدم چه طور مي تواند با خدا دوستي كند. به نظر تو اين دوستي چه شكلي است؟ چه جوري است؟
دوستي يك ماجراي دوطرفه است و هركدام از دو طرف وضايفي در برابر هم دارند. درباره ي دوستي با خدا هم حتما همين طور است، نه؟
اگر دوستي با خدا معني داشته باشد، پس واژه هايي مثل قهر و آشتي با خدا هم معني دارد. راستي تو هيچ وقت با خدا قهر كرده اي؟ آشتي چطور؟

_________________
! There is no finish Line !

بازگشت به بالا

رويت مشخصات كاربر ارسال پيغام شخصي بازديد از سايت ارسال كننده مطلب

accounter
کاربر جدید
کاربر جدید

وضعيت: آفلاين
31 شهريور ماه ، 1386
تعداد ارسالها: 1
امتياز: 36
تشکر کرده: 0
تشکر شده 0 بار در 0 پست


ارسالارسال شده در: شنبه، 31 شهريور ماه ، 1386 12:42:08    موضوع مطلب: پاسخ همراه با اعلان

الان كه دارم اينو مي نويسم روز10 ماه رمضان است . اين روزا آدما بعد از يه روز پر مشغله وقتي بر مي گردن خونه مي ببيند مهمون اومده . بوي خدا توي خونشونه . وقتي ميرن به مهمونشون خوشامد بگن مي ببنن مهمونشون سفره آمده كرده به وسعت قلب اونا. منتظره كه ساعت افطار و اعلام كنه و آدما با هزاران مشغله كه دارند يه لحظه صداش كنن و بهش بگن خدايا از پذيرايت متشكرم.
خدا 11 ماه تمام صبر ميكنه ببينه كي سراغش مي گيره ووقتي بنده بي معرفتش توي لذات اين دنيا داره خفه ميشه خودش مي ره سراغش .
درست مثل اون پدر و مادري (كه توي خونه سالمندان -توي خونه قديمي-توي بيمارستان يا شايد كنار همون بچه بي معرفتش كه پاشو دراز كرده داره فوتبال مي بينه و تخمه مي شكنه هي به مادرش مي گه هيس هيس دارم فوتبال ميبينم ) كه بجه ها سراغشو نمي گيرن ولي دلش طاقت نمي ياره خودش مي ره سراغش .
اين روزا خدا به حرق دل همه داره گوش مي ده
اين روزا خدا به حرف آدماي خوب و بد دور سفره افطارش داره گوش مي ده
عجب صبري خدا دارد
همه احساس مي كنند كه خدا داره باهاشون حرف مي زنه
خداي من از اينكه به حرف ما آدما گوش مي دي ممنونم
ازينكه داري ما رو تحمل مي كني ممنونم
ازاينكه با ما دوستي و ما با دوست ديگه ممنونم
از اينكه هرچند ما ازت غافليم ولي تو خودت هوامون داري ممنونم
از اينكه مثل ما آدما بي معرفت نيستي ممنونم

بازگشت به بالا

رويت مشخصات كاربر ارسال پيغام شخصي

mahdyar
همکار سایت
همکار سایت

وضعيت: آفلاين
21 آبان ماه ، 1384
تعداد ارسالها: 1749
امتياز: 25823
تشکر کرده: 1
تشکر شده 3 بار در 2 پست

محل سكونت: عيبي يخ‌دي‌بابا

ارسالارسال شده در: شنبه، 31 شهريور ماه ، 1386 20:39:56    موضوع مطلب: نامه هاي خط خطي پاسخ همراه با اعلان

میلاد منجی عالم بشریت حضرت مهدی (عج) مبارکباد

سلام عرض می کنم خدمت حضار محترم و بالاخص دوستان عزیز خلافکار
خوب..
البته همهء ماها می دونیم که آدمها گاهاً از نداری و بدبختی و گرفتاریست که دست به کارهای خلاف می زنند و... از قدیم هم گفتند که آدم خلافکار دین و ایمان ندارد
خوب.. حالا این یعنی چی ؟
خدمتتون عرض می کنم
اولاً فکر نکنید که خداوند شما رو فراموش کرده شاید درهای زندان به روی شما بسته باشد اما درهای رحمت خداوند همیشه به روی شما بازه, انقدر به فکر راههای در رو نباشید
خوب، خدا که فقط متعلق به آدمهای خوب نیست
خدا ، خدای آدمهای خلافکار هم هست و فقط خود خداست که بین بندگانش فرقی نمی گذارد

فی الواقع خداوند
اِندِ (end) لطافت
اِندِ بخشش
اِندِ بیخیال شدن
اِندِ چشم پوشی
و اِندِ رفاقت است
رفیق خوب و با مرام همه چیزش را پای رفاقت می دهد

اگر آدمها مرام داشته باشند هیچ وقت دزدی نمی کنند
ولی متاءسفانه بعضاً آدمها تک خوری می کنند و این بده روزگار است
بایستی ما یک فکری به حال اهلی شدن آدمها بکنیم اهلی کردن یعنی ...
اهلی کردن یعنی ایجاد علاقه کردن و این تنها راه رسیدن به خداست که بسیار هم مهم است
من قصد نصیحت ندارم چرا که فایده ای هم ندارد
و اصلاً به زور هم نمی شود کسی را وارد.. ام..
و این است که آدم باید ... اصلاً تنِ
بذارید با این شعر من جملم رو تمام بکنم
تن آدمی شریف است به جان آدمیت ، نه فقط...
تن آدمی شریف است به جان آدمیت ، نه همین لباس زیباست نشان آدمیت
من از همین جا آرزو می کنم که شماها زودتر از اینجا آزاد بشید و راه خودتون رو پیدا کنید
شما هم دعا کنید که من هم پیدا کنم
و من دیگه شما رو اینجا نبینم و شما هم بنده رو اینجا نبینید
انشاءالله که یک جای دیگه همدیگر رو ببینیم
والسلام علیکم و رحمه اله و برکاته

_________________
میشه هیچ چیزو ندید، فقط نگاه کرد...

بازگشت به بالا

رويت مشخصات كاربر ارسال پيغام شخصي شناسه Yahoo

sofia_loren
مدیریت تالارگفتمان
مدیریت تالارگفتمان

وضعيت: آنلاين
26 آذر ماه ، 1384
تعداد ارسالها: 1648
امتياز: 26101
تشکر کرده: 8
تشکر شده 5 بار در 4 پست


ارسالارسال شده در: شنبه، 31 شهريور ماه ، 1386 23:50:45    موضوع مطلب: پاسخ همراه با اعلان

مـــرسي مهديار Very Happy Very Happy
_________________
هر وقت زندگي ليمو ترش به تو هديه داد ؛ مي توني با اون شربت درست كني !

بازگشت به بالا

رويت مشخصات كاربر ارسال پيغام شخصي

sahel
حق آبو گِل داره!
حق آبو گِل داره!

وضعيت: آفلاين
27 مرداد ماه ، 1382
تعداد ارسالها: 1352
امتياز: 12665
تشکر کرده: 0
تشکر شده 1 بار در 1 پست

محل سكونت: فارس / لارستان

ارسالارسال شده در: شنبه، 7 مهر ماه ، 1386 00:54:50    موضوع مطلب: پاسخ همراه با اعلان

هفته سوم

از آنِ خداوند است نيكوترين ِ نامها. او را بدان نامها بخوانيد. اعراف/180

خدايا! سه هفته از دوستي مان مي گذرد، اما من هنوز گيجم؛ چيج اين دوستي. راستش من يك مشكل دارم. آخر چه جوري بگويم. دو تا دوست بايد خوب همديگر را بشناسند؛ وگرنه هيچ وقت نمي توانند دوستان خوبي براي هم باشند، مگرنه؟
تو مرا خوب مي شناسي؛ چون خودت مرا درست كرده اي. اما من حتي نمي دانم به چه اسمي صدايت كنم، يا به چه اسمي صدايت بزنم بهتر است. راستي خودمانيم، تو چقدر اسم داري، دلم مي خواست هر روز با يكي از اسمهاي قشنگت صدايت كنم. كاش مي دانستم كدام اسمت را بيشتر دوست داري. شايد اصلا يكي از راههاي شناختنت همين اسمهايت باشد. اسمهاي تو با اسمهاي ما خيلي فرق دارد. اسمهاي ما عين ما نيستند. خيلي از مردم اسمهايي دارند كه هيچ ربطي به خودشان ندارد؛ اما اسمهاي تو خودِخود تو هستند. اگر به تو مي گويند رحيم، براي اين است كه واقعا مهرباني. يا اگر سميع و بصير صدايت مي كنند، براي اين است كه تو واقعا مي شنوي؛ واقعا مي بيني.
خدايا! پس كمكم كن تا هر روز بگردم و اسمهايت را پيدا كنم. از اين به بعد اسمهايت را كنار هم مي گذارم تا بتوانم بهتر بشناسمت.

هيچ وقت فكر كرده اي چرا خدا اين همه اسم دارد؟ اسمهاي خدا چه چيزي را درباره ي خدا نشان مي دهد؟ مي تواني چند تا از اسمهاي خدا را بنويسي. تو كدام نام خدا را بيشتر دوست داري و وقتي خيلي خيلي دلت مي گيرد، او را با كدام اسمش صدا مي زني؟

_________________
! There is no finish Line !

بازگشت به بالا

رويت مشخصات كاربر ارسال پيغام شخصي بازديد از سايت ارسال كننده مطلب

sahel
حق آبو گِل داره!
حق آبو گِل داره!

وضعيت: آفلاين
27 مرداد ماه ، 1382
تعداد ارسالها: 1352
امتياز: 12665
تشکر کرده: 0
تشکر شده 1 بار در 1 پست

محل سكونت: فارس / لارستان

ارسالارسال شده در: شنبه، 14 مهر ماه ، 1386 00:22:04    موضوع مطلب: پاسخ همراه با اعلان

هفته چهارم

الله است و جز او خدايي نيست. زنده و پاينده است. نه چُرت او را فرا مي گيرد و نه خواب. بقره / 255

همه خسته مي شوند؛ همه مي خوابند، حتي پرنده ها و درختها. ما آدمها هر كاري هم كه بكنيم، آدميم. خوابمان مي گيرد، بايد بخوابيم. گرسنمان مي شود، آب مي خواهيم و هوا و هزار تا چيز ديگر. واي كه ما چقدر چيز احتياج داريم.
فقط تويي كه هيچ وقت، هيچ چيز نمي خواهي. فقط تويي كه به هيچ چيز احتياج نداري. نه خسته مي شوي، نه مي خوابي. شبها كه همه مي خوابند، مطمئنم كه تو بيداري و مواظب دنيايي. چشمهايم را كه مي بندم، دلم شور نمي زند. خاطرم جمع است. مي دانم كه هستي. بالاسر همه چيز و همه جا.
خيالم راحت است؛ چون همه چيز رو به راه است؛ چون تو رو به راهش مي كني. براي اينكه تو خدايي؛ يك خداي بزرگ بي نياز.

فكرش را بكن. اگر خدا هم مي خوابيد، اگر خدا هم مجبور بود يك وقتهايي چشمش را ببندد، اگر خدا هم خسته مي شد و لازم بود استراحت كند، آن وقت چه مي شد؟ چه بلايي سر اين دنيا و ما مي آمد؟
تا حالا به سرت زده نصفه شب، وقتي همه خوابيده اند، حتي مورچه ها و گنجشكها، تو يكي بلند شوي و با خدا درددل كني؟ اگر چنين تجربه اي داري، مي تواني آن را بنويسي؟

_________________
! There is no finish Line !

بازگشت به بالا

رويت مشخصات كاربر ارسال پيغام شخصي بازديد از سايت ارسال كننده مطلب

sahel
حق آبو گِل داره!
حق آبو گِل داره!

وضعيت: آفلاين
27 مرداد ماه ، 1382
تعداد ارسالها: 1352
امتياز: 12665
تشکر کرده: 0
تشکر شده 1 بار در 1 پست

محل سكونت: فارس / لارستان

ارسالارسال شده در: دوشنبه، 23 مهر ماه ، 1386 01:08:30    موضوع مطلب: پاسخ همراه با اعلان

عذرخواهي منو بابت تاخير در ارسال بپذيريد ! ممنون ! Smile


هفته پنجم

او اول و آخر و ظاهر و باطن است. حديد/3

خدايا! نيستي، كجايي؟ آخر چرا هميشه قايم مي شوي؟ چي مي شد اگر ديدني بودي؟ آن وقت همه باور مي كردند كه هستي. آن وقت شايد همه مؤمن مي شدند. اين طوري كه خيلي بهتر بود.
اما انگار تو دوست داري مخفي باشي. دوست داري همه دنبالت بگردند. شايد براي همين است كه اسمت باطن است. اما مي داني تعجب من از چيست؟ از اينكه هروقت مي گويند هوالباطن، هوالظاهر هم مي گويند. خدايا مگر مي شود كه تو هم باشي و هم نباشي. هم همه جا باشي و هم هيچ جا نباشي.
خدايا به اينجاها كه مي رسم ديگر معني اش را نمي فهمم.
خدايا گاهي اوقات تو چقدر سختي.

تا حالا اتفاقي برايت پيش آمده كه خدا را در آن حس كني؟ حضورش را لمس كني و ردپاي روشنش را ببيني و بگويي: خدايا! با اينكه نيستي، با اينكه به نظر نمي آيي، اما چقدر هستي! چقدر معلومي! چقدر واضح و مشخصي!
يك كمي فكر كن، يادت كه آمد ماجرا را براي خدا بنويس.

_________________
! There is no finish Line !

بازگشت به بالا

رويت مشخصات كاربر ارسال پيغام شخصي بازديد از سايت ارسال كننده مطلب

sahel
حق آبو گِل داره!
حق آبو گِل داره!

وضعيت: آفلاين
27 مرداد ماه ، 1382
تعداد ارسالها: 1352
امتياز: 12665
تشکر کرده: 0
تشکر شده 1 بار در 1 پست

محل سكونت: فارس / لارستان

ارسالارسال شده در: جمعه، 27 مهر ماه ، 1386 17:54:53    موضوع مطلب: پاسخ همراه با اعلان

هفته ششم

هرگاه بندگان من، از تو درباره ي من بپرسند، بگو كه من نزديكم. بقره/ 186

خدايا دلم مي خواست يك جايي باشي، حتي اگر شده يك جاي دور. آن وقت حتما مي آمدم پيشت. حتي اگر پيش تو آمدن خيلي سخت بود. همه اش دنبالت مي گردم. مي گويند تو همه جا هستي؛ اما من پيدايت نمي كنم. مگر تو نگفتي من از رگ گردن به شما نزديك ترم.
همه اش به اين آيه فكر مي كنم. اين آيه مثل يك راز است. يك راز مهم كه من نمي توانم آن را بفهمم. آخر رگ گردن نزديك ما نيست، درون ماست. قسمتي از ماست. به اين آيه فكر مي كنم و دلم هُرّي مي ريزد.
انگار يك چيزي توي رگهايم راه مي افتد. يك چيز دوست داشتني و قشنگ. خدايا اين چيزي كه توي رگهاي من مي گردد، تويي ؟

آيا فكر مي كني خدا واقعا همين نزديكيهاست؛ همين دور و برها؟ از كجا اين را مي داني؟ هيچ وقت نزديكي او را احساس كرده اي؟ هيچ وقت فكر كرده اي چه وقتهايي بيشتر نزديكت مي آيد؟
اما چرا ... چرا گاهي اين قدر احساس فاصله مي كنيم؟

_________________
! There is no finish Line !

بازگشت به بالا

رويت مشخصات كاربر ارسال پيغام شخصي بازديد از سايت ارسال كننده مطلب

sweet
کاربر فعال
کاربر فعال

وضعيت: آفلاين
2 بهمن ماه ، 1383
تعداد ارسالها: 157
امتياز: 1860
تشکر کرده: 0
تشکر شده 0 بار در 0 پست


ارسالارسال شده در: شنبه، 28 مهر ماه ، 1386 20:32:38    موضوع مطلب: پاسخ همراه با اعلان

ممنون
_________________
shirin sheybani

بازگشت به بالا

رويت مشخصات كاربر ارسال پيغام شخصي

sahel
حق آبو گِل داره!
حق آبو گِل داره!

وضعيت: آفلاين
27 مرداد ماه ، 1382
تعداد ارسالها: 1352
امتياز: 12665
تشکر کرده: 0
تشکر شده 1 بار در 1 پست

محل سكونت: فارس / لارستان

ارسالارسال شده در: سه شنبه، 15 آبان ماه ، 1386 01:33:09    موضوع مطلب: پاسخ همراه با اعلان

هفته هفتم

خدايا! مي داني كه همه ي اين هفته داشتم به ديدنت فكر مي كردم. به اينكه كاشكي ديدني بودي. همه اش از خودم مي پرسم: آيا هيچ كس وجود دارد كه چنين آرزويي داشته باشد؟ و همين جا بود كه كشف مهمي كردم.
خيلي ذوق زده شدم، وقتي حضرت موسي هم مثل من دلش مي خواسته تو را ببيند. سوره ي "اعراف" را خواندم، آيه ي 143 را. چقدر من اين آيه را دوست دارم: « موسي به وعده گاه ما آمد. خدا با او سخن گفت. موسي گفت: خدايا خودت را به من نشان بده. » اما خدايا! بعد از اين سوال موسي، تو جواب خيلي سختي به او دادي. گفتي: « مرا هرگز نمي بيني. » تو به حضرت موسي گفتي: « به آن كوه بنگر! اگر در جاي خود استوار ماند، تو هم مرا خواهي ديد. »
اما ادامه ي آيه براي من خيلي ترسناك بود: « چون پروردگارش بر كوه تجلي كرد، كوه را خرد كرد و موسي بيهوش افتاد. چون به هوش آمد، گفت: تو منزهي. به تو بازگشتم و من نخستين مؤمنانم. »
خدايا ديگر دلم نمي خواهد سوالم را تكرار كنم. مي ترسم بر چيزي تجلي كني. فكر نمي كنم كه من طاقت اين چيزها را داشته باشم.

آيا هيچ وقت دلت خواسته خدا ببيني؟ به نظر تو چه راهي براي ديدن خدا وجود دارد؟ به گفتگوي خدا و موسي بيشتر فكر كن. اگر تو جاي موسي بودي به خدا چه مي گفتي؟

_________________
! There is no finish Line !

بازگشت به بالا

رويت مشخصات كاربر ارسال پيغام شخصي بازديد از سايت ارسال كننده مطلب
تمامي مطالب ارسال شده:   
ارسال موضوع جديد   پاسخ به اين موضوع   

   MashhadTeam.com صفحه اول انجمن -> انجمن کتاب -> متفرقه

زمان پيشفرض سايت: ساعت گرينويچ + 3.5 ساعت
رفتن به صفحه 1, 2  بعدي
صفحه 1 از 2
  
نام کاربري:      کلمه عبور:     

~ يا ~
عضويت در سايت

  


 


Powered by phpBB © 2001, 2007 phpBB Group
 
 
مرجع امنيت شبکه bugtraq
 
 

 

All Right Reserved By MashhadTeam.Com

 Powered By