|
mahdyar
همکار سایت

 وضعيت: آفلاين 21 آبان ماه ، 1384 تعداد ارسالها: 1750 امتياز: 25939 تشکر کرده: 1 تشکر شده 3 بار در 2 پست
محل سكونت: عيبي يخديبابا
|
ارسال شده در: شنبه، 10 شهريور ماه ، 1386 00:46:16 موضوع مطلب: نسبت با خدا |
|
|
کودکي با پاهاي برهنه بر روي برفها ايستاده بود و به ويترين فروشگاهي نگاه مي کرد
زني در حال عبور او را ديد .
او را به داخل فروشگاه برد و برايش لباس و کفش خريد و گفت:
مواظب خودت باش
کودک پرسيد:
ببخشيد خانم شما خدا هستيد؟
زن لبخند زد و پاسخ داد:
نه من فقط يکي از بنده هاي خدا هستم
کودک گفت:ميدانستم با او نسبت داريد. _________________ میشه هیچ چیزو ندید، فقط نگاه کرد... |
|