jasmin63 کاربر فعال وضعيت: آفلاين 28 مرداد ماه ، 1383 تعداد ارسالها: 101 امتياز: 16 تشکر کرده: 0 تشکر شده 0 بار در 0 پست
محل سكونت: جزيره ناشناخته
ارسال شده در: پنجشنبه، 11 فروردين ماه ، 1384 17:10:02 موضوع مطلب: خيام !!!! متن کامل رباعیات
خيام
زندگي نامه
امام غياث الدين ابوالفتح عمر بن ابراهيم خيام نيشابوري يكي از حكماء و رياضي دانان و شاعران بزرگ ايران در اواخر قرن پنجم و اوايل قرن ششم است . سال ولادت او دقيقا" مشخص نيست . او در شهر نيشابور به دنيا آمد . به اين علت به او خيام مي گفتند چون پدرش به شغل خيمه دوزي مشغول بوده است . او از بزرگترين دانشمندان عصر خود به حساب مي آمد ، او داراي هوشي فوق العاده بوده و حافظه اي نيرومند و قوي داشته . او در دوران جواني خود به فراگيري علم و دانش پرداخته به طوري كه در فلسفه ، نجوم و رياضي به مقامات بلندي رسيد و در علم طب نيز مهارت داشته به طوري كه گفته شده او سلطان سنجر را كه در زمان كودكي به مرض آبله گرفتار شده بود معالجه كرد . او به دو زبان فارسي و عربي نيز شعر مي سرود و در علوم مختلف كتاب هاي با ارزشي نوشته است . خيام در زمان خود داراي مقام و شهرت بزرگي داشته و معاصران او همه وي را به لقب هاي بزرگي مانند امام ، فيلسوف ، حجه الحق ستوده اند . او در زمان دولت سلجوقيان زندگي مي كرد كه قلمرو حكومت آنان از خراسان گرفته تا كرمان ، ري ، آذربايجان و كشورهاي روم ، عراق و يمن و فارس را شامل مي شد . او معاصر با حكومت آلپ ارسلان و ملكشاه سلجوقي بود . در زمان حيات خيام حوادث مهمي به وقوع پيوست از جمله جنگ هاي صليبي ، سقوط دولت آل بويه ، قيام دولت آل سلجوقي . خيام بيشتر عمر خود را در شهر نيشابور گذراند اما در طي دوران حياط خود دو بار به قصد سفر از نيشابور خارج شد كه يكي از اين سفرها براي انجام دادن مراسم حج بود و سفر دوم به شهر ري و بخارا بوده است . خيام در علم نجوم مهارتي تمام داشت به طوري كه گروهي از منجمين كه با او معاصر بودند در بناي ساختن رصد خانه سلطان ملكشاه سلجوقي همكاري كردند و همچنين خيام به درخواست سلطان ملكشاه سلجوقي تصميم به اصلاح تقويم گرفت كه به تقويم جلالي معروف است . خيام در دوران زندگي خود از جهت علمي و فلسفي به معروفيت رسيد و مورد احترام علما و فيلسوفان زمان خود بود . سرانجام شاعر بزرگ در سال 517 ﻫ . ق در شهر نيشابور دارفاني را وداع گفت . او قبل از مرگ خود محل آرامگاه خود را پبش بيني كرده بود كه نظامي عروضي در ملاقاتي كه با وي داشته اين پيش بيني را اينطور بيان كرده كه گور من در موضعي باشد كه هر بهاري شمال بر من گل افشان مي كند كه نظامي عروضي بعد از چهار سال كه از وفات خيام مي گذشت به شهر نيشابور رفته و به زيارت مرقد اين شاعر بزرگ رفته و با كمال تعجب ديد كه قبر او درست در همان جايي است كه او گفته بوده .
ويژگي سخن
خيام در زمينه ادبيات و شعر بيشترين معروفيت را در رباعيات به دست آورده چون رباعيهاي او بسيار ساده و بي آلايش و دور از تكلف و تصنع نوع زبان شعري است در عين اينكه شامل فصاحت و بلاغت است داراي معاني عالي و استوار است . در اين رباعيها خيام افكار فلسفي خود را به زيباترين شكل بيان مي كند و اين رباعيها را غالبا" در دنبال تفكرات فلسفي خود سروده و به همين علت است كه خيام در زمان خود شهرتي در شاعري نداشته و بيشتر به عنوان حكيم و فيلسوف معروف بوده اما بعدها كه رباعيهاي لطيف و فيلسوفانه او مشهود شد نام او در شمار شاعراني قرار گرفت كه شهرت جهاني پيدا كردند. خصوصيات ديگري كه در اشعار خيام نمودار است اين است كه سخنش در كمال متانت و سنگيني است . اهل شوخي و مزاح نيست ، با كسي كار ندارد چون او حكيمي است متفكر ، دنبال سخنوري نيست و هنگامي كه در اشعارش دقت مي كنيم متوجه مي شويم كه افكار شعري او بر دو يا سه موضوع بيشتر نيست : يادآوري مرگ ، تاسف بر ناپايدار بودن زندگي و بي اعتباري روزگار . از ميان شعراي بزرگ ايران كمتر كسي به اندازه خيام است كه شهرت جهاني داشته باشد چون اشعار او به زبان هاي مختلف ترجمه شده است .
معرفي آثار
آنچه كه از آثار خيام وجود دارد يا از وجود آنها تاريخ نويسان ذكر كرده اند رساله ها و مقالاتي است كه او در علوم مختلف نوشته است كه عبارتند از : 1- رساله اي در جبر و مقابله 2- رساله اي در شرح اصول اقليدس 3- زيج ملكشاهي يا زيج جلالي 4- رساله اي در طبيعيات 5- رساله در وجود 6- رساله فلسفي كه در آن از حكمت الهي در آفرينش عالم و تكاليف مردم و عبادات بحث مي كند 7- رساله اي در اختلاف فصول و اقاليم 8- نوروز نامه كه درباره رسوم و اعياد ايرانيان به ويژه تاريخ و آداب ايرانيان در روز عيد نوروز است 9- ديوان رباعيات . _________________ jasmin از جزيره هاي ناشناخته
fire فعالان سایت وضعيت: آفلاين 30 بهمن ماه ، 1385 تعداد ارسالها: 1441 امتياز: 23393 تشکر کرده: 0 تشکر شده 1 بار در 1 پست
محل سكونت: تالار گفتمان
ارسال شده در: چهارشنبه، 2 آبان ماه ، 1386 15:52:19 موضوع مطلب:
برخيز و بيا بتا براي دل ما حل کن به جمال خويشتن مشکل ما
يک کوزه شراب تا بهم نوش کنيم زان پيش که کوزهها کنند از گل ما _________________ مسعود درویش زاده
...........
وقتي لياقت داشتن يه چيزي و نداري بهتره به همون چيزايي كه داري بسنده كني ........ يا به عبارتي خلايق هر چه لايق
fire فعالان سایت وضعيت: آفلاين 30 بهمن ماه ، 1385 تعداد ارسالها: 1441 امتياز: 23393 تشکر کرده: 0 تشکر شده 1 بار در 1 پست
محل سكونت: تالار گفتمان
ارسال شده در: چهارشنبه، 2 آبان ماه ، 1386 15:53:28 موضوع مطلب:
چون عهده نمیشود کسی فردا را
حالی خوش کن تو اين دل شيدا را
می نوش بماهتاب اي ماه که ماه
بسيار بتابد و نيابد ما را _________________ مسعود درویش زاده
...........
وقتي لياقت داشتن يه چيزي و نداري بهتره به همون چيزايي كه داري بسنده كني ........ يا به عبارتي خلايق هر چه لايق
fire فعالان سایت وضعيت: آفلاين 30 بهمن ماه ، 1385 تعداد ارسالها: 1441 امتياز: 23393 تشکر کرده: 0 تشکر شده 1 بار در 1 پست
محل سكونت: تالار گفتمان
ارسال شده در: چهارشنبه، 2 آبان ماه ، 1386 15:55:07 موضوع مطلب:
قرآن که مهين کلام خوانند آن را
گه گاه نه بر دوام خوانند آن را
بر گرد پياله آيتی هست مقيم
کاندر همه جا مدام خوانند آن را _________________ مسعود درویش زاده
...........
وقتي لياقت داشتن يه چيزي و نداري بهتره به همون چيزايي كه داري بسنده كني ........ يا به عبارتي خلايق هر چه لايق
fire فعالان سایت وضعيت: آفلاين 30 بهمن ماه ، 1385 تعداد ارسالها: 1441 امتياز: 23393 تشکر کرده: 0 تشکر شده 1 بار در 1 پست
محل سكونت: تالار گفتمان
ارسال شده در: چهارشنبه، 2 آبان ماه ، 1386 15:55:31 موضوع مطلب:
گر می نخوری طعنه مزن مستانرا
بنياد مکن تو حيله و دستانرا
تو غره بدان مشو که می می نخوری
صد لقمه خوری که می غلامست آنرا _________________ مسعود درویش زاده
...........
وقتي لياقت داشتن يه چيزي و نداري بهتره به همون چيزايي كه داري بسنده كني ........ يا به عبارتي خلايق هر چه لايق
fire فعالان سایت وضعيت: آفلاين 30 بهمن ماه ، 1385 تعداد ارسالها: 1441 امتياز: 23393 تشکر کرده: 0 تشکر شده 1 بار در 1 پست
محل سكونت: تالار گفتمان
ارسال شده در: چهارشنبه، 2 آبان ماه ، 1386 15:56:57 موضوع مطلب:
مائيم و می و مطرب و اين کنج خراب
جان و دل و جام و جامه در رهن شراب
فارغ ز امید رحمت و بيم عذاب
آزاد ز خاک و باد و از آتش و آب _________________ مسعود درویش زاده
...........
وقتي لياقت داشتن يه چيزي و نداري بهتره به همون چيزايي كه داري بسنده كني ........ يا به عبارتي خلايق هر چه لايق
fire فعالان سایت وضعيت: آفلاين 30 بهمن ماه ، 1385 تعداد ارسالها: 1441 امتياز: 23393 تشکر کرده: 0 تشکر شده 1 بار در 1 پست
محل سكونت: تالار گفتمان
ارسال شده در: چهارشنبه، 2 آبان ماه ، 1386 15:57:30 موضوع مطلب:
آن قصر که جمشيد در او جام گرفت
آهو بچه کرد و شير آرام گرفت
بهرام که گور میگرفتی همه عمر
ديدی که چگونه گور بهرام گرف _________________ مسعود درویش زاده
...........
وقتي لياقت داشتن يه چيزي و نداري بهتره به همون چيزايي كه داري بسنده كني ........ يا به عبارتي خلايق هر چه لايق
آخرين ويرايش توسط fire در تاريخ چهارشنبه، 2 آبان ماه ، 1386 15:59:06; دفعات ويرايش در مجموع : 1 مرتبه
fire فعالان سایت وضعيت: آفلاين 30 بهمن ماه ، 1385 تعداد ارسالها: 1441 امتياز: 23393 تشکر کرده: 0 تشکر شده 1 بار در 1 پست
محل سكونت: تالار گفتمان
ارسال شده در: چهارشنبه، 2 آبان ماه ، 1386 15:58:38 موضوع مطلب:
اکنون که گل سعادتت پربار است
دست تو ز جام می چرا بيکار است
میخور که زمانه دشمنی غدار است
دريافتن روز چنين دشوار است _________________ مسعود درویش زاده
...........
وقتي لياقت داشتن يه چيزي و نداري بهتره به همون چيزايي كه داري بسنده كني ........ يا به عبارتي خلايق هر چه لايق
fire فعالان سایت وضعيت: آفلاين 30 بهمن ماه ، 1385 تعداد ارسالها: 1441 امتياز: 23393 تشکر کرده: 0 تشکر شده 1 بار در 1 پست
محل سكونت: تالار گفتمان
ارسال شده در: چهارشنبه، 2 آبان ماه ، 1386 15:59:56 موضوع مطلب:
اي آمده از عالم روحاني تفت
حيران شده در پنج و چهار و شش و هفت
می نوش ندانی ز کجا آمدهاي
خوش باش ندانی بکجا خواهی رف _________________ مسعود درویش زاده
...........
وقتي لياقت داشتن يه چيزي و نداري بهتره به همون چيزايي كه داري بسنده كني ........ يا به عبارتي خلايق هر چه لايق
fire فعالان سایت وضعيت: آفلاين 30 بهمن ماه ، 1385 تعداد ارسالها: 1441 امتياز: 23393 تشکر کرده: 0 تشکر شده 1 بار در 1 پست
محل سكونت: تالار گفتمان
ارسال شده در: چهارشنبه، 2 آبان ماه ، 1386 16:00:39 موضوع مطلب:
اي دل چو زمانه میکند غمناکت
ناگه برود ز تن روان پاکت
بر سبزه نشين و خوش بزي روزي چند
زان پيش که سبزه بردمد از خاک _________________ مسعود درویش زاده
...........
وقتي لياقت داشتن يه چيزي و نداري بهتره به همون چيزايي كه داري بسنده كني ........ يا به عبارتي خلايق هر چه لايق
fire فعالان سایت وضعيت: آفلاين 30 بهمن ماه ، 1385 تعداد ارسالها: 1441 امتياز: 23393 تشکر کرده: 0 تشکر شده 1 بار در 1 پست
محل سكونت: تالار گفتمان
ارسال شده در: چهارشنبه، 2 آبان ماه ، 1386 16:02:46 موضوع مطلب:
اين کوزه چو من عاشق زاري بوده است
در بند سر زلف نگاري بودهست
اين دسته که بر گردن او میبيني
دستيست که برگردن ياري بودهست _________________ مسعود درویش زاده
...........
وقتي لياقت داشتن يه چيزي و نداري بهتره به همون چيزايي كه داري بسنده كني ........ يا به عبارتي خلايق هر چه لايق
fire فعالان سایت وضعيت: آفلاين 30 بهمن ماه ، 1385 تعداد ارسالها: 1441 امتياز: 23393 تشکر کرده: 0 تشکر شده 1 بار در 1 پست
محل سكونت: تالار گفتمان
ارسال شده در: چهارشنبه، 2 آبان ماه ، 1386 16:03:05 موضوع مطلب:
اين کوزه که آبخواره مزدوري است
از ديده شاهست و دل دستوري است
هر کاسه می که بر کف مخموري است
از عارض مستي و لب مستوري است _________________ مسعود درویش زاده
...........
وقتي لياقت داشتن يه چيزي و نداري بهتره به همون چيزايي كه داري بسنده كني ........ يا به عبارتي خلايق هر چه لايق