sahel حق آبو گِل داره! وضعيت: آفلاين 27 مرداد ماه ، 1382 تعداد ارسالها: 1356 امتياز: 12773 تشکر کرده: 0 تشکر شده 1 بار در 1 پست
محل سكونت: فارس / لارستان
ارسال شده در: يكشنبه، 24 شهريور ماه ، 1387 21:32:40 موضوع مطلب:
یارو میبینه كه همه رفیقاش موبایل دارن جز خودش، یه كاغذ لوله میكنه، میبنده به كمرش، میره پیش رفیقاش. ازش میپرسن: این چیه؟ میگه: وای، باز هم فكس رسید !
aliReza-HRH مدیر - وب/گرافیک وضعيت: آفلاين 27 تير ماه ، 1387 تعداد ارسالها: 459 امتياز: 7714 تشکر کرده: 6 تشکر شده 3 بار در 2 پست
محل سكونت: هر جا که او باشد
ارسال شده در: دوشنبه، 25 شهريور ماه ، 1387 08:31:02 موضوع مطلب:
به يه لره ميگن اسم دو تا انسان برجسته لر رو نام ببر؟
ميگه لورل هاردي.... سوفيا لورن _________________ کنجِ پستوی خیس از عطر شب بوها، پشت نقابِ غبارآلود خاطره ها،تصویری از درنگ را نقاشی میکنم...
mahdyar همکار سایت وضعيت: آفلاين 21 آبان ماه ، 1384 تعداد ارسالها: 1750 امتياز: 25967 تشکر کرده: 1 تشکر شده 3 بار در 2 پست
محل سكونت: عيبي يخديبابا
ارسال شده در: چهارشنبه، 17 مهر ماه ، 1387 19:03:53 موضوع مطلب:
يه بنده خدا ميره کتابخونه داد مي زنه يه ساندويچ بدين با سس اضافه!!!
آقاهه بهش ميگه: آقا! اينجا کتابخونه ست.
اون بنده خدا ميگه ببخشيد.... بعد يواش در گوش آقاهه ميگه: يه ساندويچ بدين با سس اضافه _________________ میشه هیچ چیزو ندید، فقط نگاه کرد...
aliReza-HRH مدیر - وب/گرافیک وضعيت: آفلاين 27 تير ماه ، 1387 تعداد ارسالها: 459 امتياز: 7714 تشکر کرده: 6 تشکر شده 3 بار در 2 پست
محل سكونت: هر جا که او باشد
ارسال شده در: چهارشنبه، 17 مهر ماه ، 1387 19:09:41 موضوع مطلب:
طرف هر چي فكر مي كرده اسم حضرت محمد يادش نميومده داد ميزنه:
.
.
جمال پدر خانوم حضرت علي صلوات!!!!! _________________ کنجِ پستوی خیس از عطر شب بوها، پشت نقابِ غبارآلود خاطره ها،تصویری از درنگ را نقاشی میکنم...
mahdyar همکار سایت وضعيت: آفلاين 21 آبان ماه ، 1384 تعداد ارسالها: 1750 امتياز: 25967 تشکر کرده: 1 تشکر شده 3 بار در 2 پست
محل سكونت: عيبي يخديبابا
ارسال شده در: دوشنبه، 13 آبان ماه ، 1387 21:02:58 موضوع مطلب: جوک جدید 8)
يك خيار با يك خيار شور با هم داشتند تو خيابون راه مي رفتند به خيار گفتند اين كيه همراهت گفت خواهرمه ترشيده
(قابل توجه سوفیا لورن )
(از نظر ترشیدگی نگفتم از نظر اینکه می خوام تو یه پست 2 تا جوک بفرستم میگم )
یک روز یک سیب زمینی شوهرش میمیره صورتش رو بند میندازه میشه کیوی
یه بار سه تا پیرزن می خواستن ازدواج کنن تو روزنامه آگهی میدن: یکی بگیر، سه تا ببر
این یکی تکراریه قدیمیه ولی باحاله :
1امریكاهی 1 افغانی و1 ایرانی میرند هوانوردی.تو هواپیما امریكاهی می پرسه اگه چتر نجاتم باز نشد چی كار كنم? افغانی میگه: انشاالله باز میشه. اگه نشد دكمه 2 رو بزن باز میشه.دوباره میپرسه اگه با دكمه 2 باز نشدچی كار كنم? ایرانی میگه تو كتاب هدایات صفهه118 برات نوشتن چی كار كنی خلاصه هر 3 تاشون خودشونو میندازن پایین تو راه چتر نجات امریكاهی باز نمیشه.دكمه 2 میزنه.باز هم باز نمیشه.فورا صفهه 118 كتاب هدایات رو باز میكنه میبینه نوشته: انا للا و انا الیه راجعون
يه روز يه مرده يه چراغ جادو پيدا ميكنه، دست ميكشه روش؛ غولش در مياد و ميگه: دو تا آرزو بكن. مرده ميگه: يه نوشابه خنك ميخوام كه هيچ وقت تموم نشه. غوله بهش ميده. مرده يه كم ميخوره؛ ميگه: به به! چقدر خنكه! يكي ديگه هم بده
يه روز يكي ميره بقالي، ميگه: آقا صابون داري؟ ميگه: آره . مرده ميگه: پس لطفا دستات رو بشور، به من يه كيلو پنير بده
mahdyar همکار سایت وضعيت: آفلاين 21 آبان ماه ، 1384 تعداد ارسالها: 1750 امتياز: 25967 تشکر کرده: 1 تشکر شده 3 بار در 2 پست
محل سكونت: عيبي يخديبابا
ارسال شده در: سه شنبه، 14 آبان ماه ، 1387 02:34:53 موضوع مطلب: Re: جوک جدید 8)
sofia_loren مي نويسد:
mahdyar مي نويسد:
یک روز یک سیب زمینی شوهرش میمیره صورتش رو بند میندازه میشه کیوی
بند نميندازه !
راستش من خودم نفهمیدم منظور گوینده چی بوده
ممنون که رمز گشایی کردین ( بسوزه پدر تجربه , ما که تجربه نداریم اینجوری ضایع کاری می کنیم ) _________________ میشه هیچ چیزو ندید، فقط نگاه کرد...