mahdyar همکار سایت وضعيت: آفلاين 21 آبان ماه ، 1384 تعداد ارسالها: 1750 امتياز: 25967 تشکر کرده: 1 تشکر شده 3 بار در 2 پست
محل سكونت: عيبي يخديبابا
ارسال شده در: شنبه، 19 مرداد ماه ، 1387 00:20:43 موضوع مطلب: بهترین جانشین برای امپراتور
روزی امپراتور پیری برای انتخاب جانشینش همه را فراخواند. برعکس امپراتورهای قبلی
که از یکی از فرزندانش یا نزدیکانش یکی را به مسند اپراتوری انتخاب می کردند،
اینبار او خواست که از میان تمامی جوانان کشورش یکی را انتخاب کند!
جوانان را فراخواند. او به هر کدام از آنها بذری داد. بعد خطاب به آنها گفت که هر
کدام از شما بتواند از این بذر بهترین گیاه را بپروراند، پادشاه بعدی خواهد بود. او
یکسال به آنها فرصت داد.
بعد از یکسال همگی دوباره جمع شدند و حاصل کار یکسالشان را بهمراه داشتند. صحنه
خیلی جالبی بود. هر کدام از آنها گیاهی با اندازه و اشکال گوناگونی برای ارائه
آماده شده بودند. اما در آن میان برعکس بقیه پسری ظرف خالی ای بهمراه داشت. همه به
صورت تمسخر آمیزی به او نگاه می کردند و عده ای با کنایه به او گفتند که تلاش خوبی
بود پسر! اشاالله دفعه بعد!
وقتی امپراتور آمد همه به او احترام گذاشتند. امپراتور تک تک گیاهان را بررسی کرد.
بعد از بررسی به نگهبانان دستور داد که پسر با ظرف خالی را به پیش روی او بیاورند.
پسر ترسید که نکند پادشاه از دست من خشمگین باشد و دستور مرگ مرا دهد!
پسر به پیش روی پادشاه رفت و خود را معرفی کرد. همه حاضرین به نوعی زیر دلی به پسر
می خندیدند. امپراتور دستور سکوت داد! و خطاب به همه گفت، به امپراتور جدید خود
احترام بگذارید! همه متعجب شدند. چطور او که گیاهی ارائه نداد. او که موفق نبود.
یکی از حاضرین جرئت به خرج داد و دلیل عمل امپراتور را پرسید. او گفت که یکسال قبل
من به شما بذر پخته شده دادم. چطور است که شما توانسته اید که این بذر را پرورش
بدهید؟ تنها کسی که با صداقت دستور مرا اجرا کرد این پسر بود پس اوست که جانشین من
است.
نکته اخلاقی؛ مهم نیست که نتیجه کار شما چیست. اگر تلاش خود را کرده اید و در زندگی
خود تخلفی و کم کاری نداشتید، با صداقت و اعتماد به نفس جلو رفته و از کار خود دفاع
کنید. مطمئن باشید که این بهترین کاراست. کسی که صداقت ندارند، همانا او بازنده
واقعی است. _________________ میشه هیچ چیزو ندید، فقط نگاه کرد...
aliReza-HRH مدیر - وب/گرافیک وضعيت: آفلاين 27 تير ماه ، 1387 تعداد ارسالها: 459 امتياز: 7714 تشکر کرده: 6 تشکر شده 3 بار در 2 پست
محل سكونت: هر جا که او باشد
ارسال شده در: شنبه، 19 مرداد ماه ، 1387 09:35:45 موضوع مطلب: بي خيال بابا ...
مهديار جون بي خيال بابا.... از اين نتيجه ها نگير تو رو خدا..
در ضمن مي توني در ادامه داستان رومپو و ژوليت را بگي!! _________________ کنجِ پستوی خیس از عطر شب بوها، پشت نقابِ غبارآلود خاطره ها،تصویری از درنگ را نقاشی میکنم...