|
hamid
مدیر انجمن ادبیات

 وضعيت: آفلاين 10 تير ماه ، 1382 تعداد ارسالها: 418 امتياز: 1948 تشکر کرده: 0 تشکر شده 0 بار در 0 پست
|
ارسال شده در: دوشنبه، 7 اسفند ماه ، 1385 02:14:48 موضوع مطلب: |
|
|
عشق زاييده روح است و با انسان متولد مي شود ولي دوست داشتن زاييده عقل آدمي است
يك كودك شير خوار معني دوست داشتن را نمي فهمد ولي حاضر به جدايي از دامان مادرش نيست
كودك عاشق دامان مادر است ولي به علت تكميل نشدن عقلاني نمي توان گفت جيزي را دوست دارد و
همه حركات غريضي و زاييده روح و جسم اوست. همانند عشق ولي دوست داشتن زاييده عقل است تا آن كودك به درجه شناخت خوب و بد نرسد نمي تواند چيزي را درست دوست داشته باشد چون عقل او كامل نيست
به نظر من عشق انشاء تن و روان است و دوست داشتن ارضاء دل و زبان
عشق تلاش مضاعف يك درخت است براي رسيدن به اب جوي و دوست داشتن آرزوي آن درخت براي يك هواي آفتابي
عشق جنگي سرد است ميان ما و ... _________________ غمگين به دل از دهر. شاد از كه كنيم.....چون خود دلبر خوديم ياد از كه كنيم
مردم به فلك داد ز بي داد كنند.....ما خود فلك خوديم داد از كه كنيم |
|