|
amirgasem
کاربر جدید

 وضعيت: آفلاين 28 دي ماه ، 1384 تعداد ارسالها: 1 امتياز: 57 تشکر کرده: 0 تشکر شده 0 بار در 0 پست
|
ارسال شده در: چهارشنبه، 28 دي ماه ، 1384 04:29:34 موضوع مطلب: اي تمام بت هاي جهان |
|
|
اي تمام بت هاي جهان
و او اينهمه گفت و هيچ نگفت :
و من زان پيشتر
كه مسيح خويش بوده باشم
بوداي تو بودم
وزان پيشتر كه برخيزم
در تو فرو مرده بودم
وزان پيشتر
كه پيامبراني داشته باشم
خدايي داشتم
و نه هرگز بتي
از سفال
و من از جهل خويش
خدايي مي سازم
بتي
وچندان در پايش اشك همي ريزم
كان موبدان را
غروري بود اگر از ابولهول نيز
يا مسيحايي بود اگر در قلب
چندان فرو مي ريخت
كه هزار سال ديگر
برنمي آمد
واو اينهمه گفت و هيچ نگفت :
كانان
خدايان خويش را كشتند
و تمام بت هاي مرا
روز روشن
با قداره اي خونين
وچندان به جدال برخاستند
كه بودايشان از شرم
فرو ريخت
و من اكنون از جهل
خدايي مي سازم
بتي
و در پايش اشك همي ريزم
كانان
تمام بت هاي مرا شكستند
با شما مي گويم اي تمام بت هاي جهان
ودر پايتان سخت همي گريم
كانان
مسيحاي خويش را بر صليب كردند
و او اينهمه گفت و هيچ نگفت
اميرقاسم دباغ محمدي
از مجموعه شعر خوشه هاي مهرباني
|
|