ايجاد حساب  |  ورود
 
 
-::Mashhad Team::-: تالار گفتمان
 

 
MashhadTeam.com :: نمايش موضوعات - عشق

`

عشق
رفتن به صفحه قبلي  1, 2
 

ارسال موضوع جديد  پاسخ به اين موضوع    

   MashhadTeam.com صفحه اول انجمن -> انجمن ادبیات -> شعر

نمايش موضوع قبلي :: نمايش موضوع بعدي  
نويسنده پيغام

PcBoyIr
مدیر سایت
مدیر سایت

وضعيت: آفلاين
20 تير ماه ، 1384
تعداد ارسالها: 1427
امتياز: 35899
تشکر کرده: 0
تشکر شده 1 بار در 1 پست

محل سكونت: مشهد

ارسالارسال شده در: سه شنبه، 9 مرداد ماه ، 1386 00:08:30    موضوع مطلب: پاسخ همراه با اعلان

عشق بيماري سرشار ازغم و اندوه است تمام راهها براي درمان ان محكوم به شكست است
_________________
رضا ترابی
قوانین انجمن ها :
تنها کاربران عضو سايت قادر به مشاهده لينک ها هستند.
عضويت در سايت / ورود به سايت

بازگشت به بالا

رويت مشخصات كاربر ارسال پيغام شخصي ارسال ايميل بازديد از سايت ارسال كننده مطلب شناسه Yahoo

PcBoyIr
مدیر سایت
مدیر سایت

وضعيت: آفلاين
20 تير ماه ، 1384
تعداد ارسالها: 1427
امتياز: 35899
تشکر کرده: 0
تشکر شده 1 بار در 1 پست

محل سكونت: مشهد

ارسالارسال شده در: پنجشنبه، 25 مرداد ماه ، 1386 20:52:43    موضوع مطلب: پاسخ همراه با اعلان

من براي سالها مي نويسم سالها بعد که چشمان تو عاشق مي شوند افسوس که قصه مادربزرگ درست بود هميشه يکي بود و يکي نبود
_________________
رضا ترابی
قوانین انجمن ها :
تنها کاربران عضو سايت قادر به مشاهده لينک ها هستند.
عضويت در سايت / ورود به سايت

بازگشت به بالا

رويت مشخصات كاربر ارسال پيغام شخصي ارسال ايميل بازديد از سايت ارسال كننده مطلب شناسه Yahoo

sofia_loren
مدیریت تالارگفتمان
مدیریت تالارگفتمان

وضعيت: آفلاين
26 آذر ماه ، 1384
تعداد ارسالها: 1707
امتياز: 27012
تشکر کرده: 9
تشکر شده 6 بار در 5 پست


ارسالارسال شده در: جمعه، 26 مرداد ماه ، 1386 11:12:09    موضوع مطلب: پاسخ همراه با اعلان

خوشمان آمد... Very Happy
_________________
هر وقت زندگي ليمو ترش به تو هديه داد ؛ مي توني با اون شربت درست كني !

بازگشت به بالا

رويت مشخصات كاربر ارسال پيغام شخصي

fire
فعالان سایت
فعالان سایت

وضعيت: آفلاين
30 بهمن ماه ، 1385
تعداد ارسالها: 1441
امتياز: 23393
تشکر کرده: 0
تشکر شده 1 بار در 1 پست

محل سكونت: تالار گفتمان

ارسالارسال شده در: سه شنبه، 22 آبان ماه ، 1386 00:51:20    موضوع مطلب: پاسخ همراه با اعلان

گفتمش آغاز درد عشق چيست؟
گفت آغازش سراسر بندگيست
گفتمش پايان آن را هم بگو
گفت پايانش همه شرمندگيست
گفتمش درماندردم را بگو
گفت درماني ندارد، بي دواست
گفتمش يک اندکي تسکين آن
گفت تسکينش همه سوز و فناست

_________________
مسعود درویش زاده
...........
وقتي لياقت داشتن يه چيزي و نداري بهتره به همون چيزايي كه داري بسنده كني ........ يا به عبارتي خلايق هر چه لايق

بازگشت به بالا

رويت مشخصات كاربر ارسال پيغام شخصي بازديد از سايت ارسال كننده مطلب شناسه Yahoo

bereshte
کاربر جدید
کاربر جدید

وضعيت: آفلاين
6 آبان ماه ، 1386
تعداد ارسالها: 31
امتياز: 473
تشکر کرده: 0
تشکر شده 0 بار در 0 پست


ارسالارسال شده در: سه شنبه، 22 آبان ماه ، 1386 15:28:22    موضوع مطلب: پاسخ همراه با اعلان

چه قلب هايي كه در خانه اش شكستو
علتش سر به مهر ماند.
.....
عشق را به جايگاه شهود فرا ميخوانم .
قيام كنيد!!!

_________________
آن باش كه هستي!!!

بازگشت به بالا

رويت مشخصات كاربر ارسال پيغام شخصي

fire
فعالان سایت
فعالان سایت

وضعيت: آفلاين
30 بهمن ماه ، 1385
تعداد ارسالها: 1441
امتياز: 23393
تشکر کرده: 0
تشکر شده 1 بار در 1 پست

محل سكونت: تالار گفتمان

ارسالارسال شده در: چهارشنبه، 23 آبان ماه ، 1386 11:49:35    موضوع مطلب: پاسخ همراه با اعلان

خدا مشتي خاك را بر گرفت. مي خواست ليلي را بسازد، از خود در آن دميد و ليلي پيش از آن كه با خبر شود عاشق شد. سالياني است كه ليلي عشق مي ورزد، ليلي بايد عاشق باشد. زيرا خداوند در آن دميده است و هركه خدا در آن بدمد، عاشق مي شود.
ليلي نام تمام دختران ايران زمين است، نام ديگر انسان.
ليلي زير درخت انار نشست، درخت انار عاشق شد، گل داد، سرخ سرخ.
گلها انار شدند، داغ داغ، هر اناري هزار دانه داشت. دانه ها عاشق بودند، بي تاب بودند، توي انار جا نمي شدند. انار كوچك بود، دانه ها بي تابي كردند، انار ترك برداشت. خون انار روي دست ليلي چكيد. ليلي انار ترك خورده را خورد. مجنون به ليلي اش رسيد.
خدا گفت: راز رسيدن فقط همين است، فقط كافيست انار دلت ترك بخورد.
خدا ادامه داد: ليلي يك ماجراست، ماجرايي آكنده از من، ماجرايي كه بايد بسازيش.
شيطان گفت: تنها يك اتفاق است، بنشين تا اتفاق بيفتد.
آنان كه سخن شيطان را باور كردند، نشستند و ليلي هيچ گاه اتفاق نيفتاد.
اما مجنون بلند شد، رفت تا ليلي اش را بسازد ...
خدا گفت: ليلي درد است، درد زادني نو، تولدي به دست خويش.
شيطان گفت: آسودگي ست، خيالي ست خوش.
خدا گفت: ليلي، رفتن است. عبور است و رد شدن.
شيطان گفت: ماندن است و فرو در خويشتن رفتن.
خدا گفت: ليلي جستجوست. ليلي نرسيدن است و بخشيدن.
شيطان گفت: ليلي خواستن است، گرفتن و تملك
خدا گفت: ليلي سخت است، دير است و دور از دسترس
شيطان گفت: ساده است و همين جا دم دست است ...
و اين چنين دنيا پر شد از ليلي هايي زود، ليلي هاي ساده ي اينجايي، ليلي هايي نزديك لحظه اي.
خدا گفت: ليلي زندگي است، زيستني از نوعي ديگر.
ليلي جاوداني شد و شيطان ديگر نبود.
مجنون، زيستني از نوعي ديگر را برگزيد و مي دانست كه ليلي تا ابد طول مي كشد. ليلي مي دانست كه مجنون نيامدني است، اما ماند، چشم به راه و منتظر، هزار سال.
ليلي راه ها را آذين بست و دلش را چراغاني كرد، مجنون نيامد، مجنون نيامدني است.
خدا پس از هزار سال ليلي را مي نگريست، چراغاني دلش را، چشم به راهي اش را.
خدا به مجنون مي گفت نرود، مجنون به حرف خدا گوش مي داد.
خدا ثانيه ها را مي شمرد، صبوري ليلي را.
عشق درخت بود، ريشه مي خواست، صبوري ليلي ريشه اش شد. خدا درخت ريشه دار را آب داد، درخت بزرگ شد، صدها شاخه، هزاران برگ، ستبر و تنومند.
سايه اش خنكي زمين شد، مردم خنكي اش را فهميدند، مردم زير سايه ي درخت ليلي باليدند.
ليلي هنوز هم چشم به راه است چراكه درخت ليلي ريشه مي كند.
خدا درخت ريشه دار را آب مي دهد.
مجنون نمي آيد، مجنون هرگز نمي آيد. مجنون نيامدني است، زيرا كه درخت ريشه مي خواهد.
ليلي قصه اش را دوباره خواند، براي هزارمين بار و مثل هربار ليلي قصه باز هم مرد. ليلي گريست و
گفت: كاش اين گونه نبود.
خدا گفت : هيچ كس جز تو قصه ات را تغيير نخواهد داد.
ليلي! قصه ات را عوض كن.
ليلي اما مي ترسيد، ليلي به مردن عادت داشت، تاريخ به مردن ليلي خو گرفته بود.
خدا گفت: ليلي عشق مي ورزد تا نميرد، دنيا ليلي زنده مي خواهد.
ليلي آه نيست، ليلي اشك نيست، ليلي معشوقي مرده در تاريخ نيست، ليلي زندگي است.
ليلي! زندگي كن.
اگر ليلي بميرد، ديگر چه كسي ليلي به دنيا بياورد؟ چه كسي گيسوان دختران عاشق را ببافد؟
چه كسي طعام نور را در سفره هاي خوشبختي بچيند؟ چه كسي غبار اندوه را از طاقچه هاي زندگي بروبد؟ چه كسي پيراهن عشق را بدوزد؟
ليلي! قصه ات را دوباره بنويس.
ليلي به قصه اش برگشت.
اين بار نه به قصد مردن، بلكه به قصد زندگي.
و آن وقت به ياد آورد كه تاريخ پر بود از ليلي هاي ساده ي گمنام ...

_________________
مسعود درویش زاده
...........
وقتي لياقت داشتن يه چيزي و نداري بهتره به همون چيزايي كه داري بسنده كني ........ يا به عبارتي خلايق هر چه لايق

بازگشت به بالا

رويت مشخصات كاربر ارسال پيغام شخصي بازديد از سايت ارسال كننده مطلب شناسه Yahoo

fire
فعالان سایت
فعالان سایت

وضعيت: آفلاين
30 بهمن ماه ، 1385
تعداد ارسالها: 1441
امتياز: 23393
تشکر کرده: 0
تشکر شده 1 بار در 1 پست

محل سكونت: تالار گفتمان

ارسالارسال شده در: پنجشنبه، 24 آبان ماه ، 1386 10:48:02    موضوع مطلب: پاسخ همراه با اعلان

براي خريدن عشق هر کس هرچه داشت آورد مجنون هيچ نداشت و گريست (گمان کردندچون هيچ ندارد مي گريد.) اما هيچکس ندانست که قيمت عشق اشکست و قيمت اشک عشق
_________________
مسعود درویش زاده
...........
وقتي لياقت داشتن يه چيزي و نداري بهتره به همون چيزايي كه داري بسنده كني ........ يا به عبارتي خلايق هر چه لايق

بازگشت به بالا

رويت مشخصات كاربر ارسال پيغام شخصي بازديد از سايت ارسال كننده مطلب شناسه Yahoo

PcBoyIr
مدیر سایت
مدیر سایت

وضعيت: آفلاين
20 تير ماه ، 1384
تعداد ارسالها: 1427
امتياز: 35899
تشکر کرده: 0
تشکر شده 1 بار در 1 پست

محل سكونت: مشهد

ارسالارسال شده در: چهارشنبه، 7 آذر ماه ، 1386 10:48:19    موضوع مطلب: پاسخ همراه با اعلان

عشق با معنی ترین و بی معنی ترین واژه است. عشق مرز ندارد. عشق قانون ندارد. عشق رحم ندارد.عشق قاعده ندارد. عشق چهارچوب ندارد. عشق خط قرمز ندارد. عشق، عشق است. سن و سال نمی شناسد، مذهبی و روشنفکر نمی شناسد، پیر و جوان نمی شناسد. عشق آزادترین واژه است ...
_________________
رضا ترابی
قوانین انجمن ها :
تنها کاربران عضو سايت قادر به مشاهده لينک ها هستند.
عضويت در سايت / ورود به سايت

بازگشت به بالا

رويت مشخصات كاربر ارسال پيغام شخصي ارسال ايميل بازديد از سايت ارسال كننده مطلب شناسه Yahoo
تمامي مطالب ارسال شده:   
ارسال موضوع جديد   پاسخ به اين موضوع   

   MashhadTeam.com صفحه اول انجمن -> انجمن ادبیات -> شعر

زمان پيشفرض سايت: ساعت گرينويچ + 3.5 ساعت
رفتن به صفحه قبلي  1, 2
صفحه 2 از 2
  
نام کاربري:      کلمه عبور:     

~ يا ~
عضويت در سايت

  


 


Powered by phpBB © 2001, 2007 phpBB Group
 
 
مرجع امنيت شبکه bugtraq
 
 

 

All Right Reserved By MashhadTeam.Com

 Powered By PHP-Nuke &
Farsi Project By [MashhadTeam] PHPNuke.ir

PHPNUKE.IR