nafise حق آبو گِل داره! وضعيت: آفلاين 19 خرداد ماه ، 1382 تعداد ارسالها: 381 امتياز: تشکر کرده: 0 تشکر شده 0 بار در 0 پست
محل سكونت: مشهد
ارسال شده در: دوشنبه، 3 آذر ماه ، 1382 00:27:25 موضوع مطلب: تنهايي!!!!!!!!!!!!!!!!!
سلام
شبهاي قدر گذشت ، به سرعت باد و اميدوارم از اين شبها كمال بهره معنوي رو برده باشيد
اين متن رو مينويسم تا با شما عزيزان درددلي بكنم
من توي اين شبهاي عزيز فقط يك شب اونم شب بيست و سوم به مراسم احيا رفتم
به يك مكان معنوي و باصفا بنام بني فاطمه
شب پر از غم و اندوهي بود و سخنان جالبي هم شنيدم
اما از همه زيبا تر تجسم شب اول قدر توسط يكي از مداحان خوب مراسم بود
راستش من خودم خيلي به اين موضوع و كلا آفرينش فكر نميكنم ولي براي لحظاتي تنم بشدت ميلرزيد
دليل اين عكس العمل من ترس نبود ولي وقتي به تنهايي اون زمان فكر كردم با خودم گفتم :
"اگه سرانجام همه ما اينه پس فايده اين زندگي چيه؟"
اگه در اون لحظه امامان و معصومين به ما نگاه نكنند(كه به من نگاه نمي كنند) پس چرا دارم به اين زندگي ادامه ميدهم
اصلا اينجا عدل و احسان خدا چه معنايي دارد؟
ميدونم ممكنه شما هم به اين احساس رسيده باشيد اما ميشه بگين چه جوابي به اين ترديد هاي خودتون داديد؟
ميشه بگيد چه جوري ميشه انسان دلش بشكنه و مثل همه با اونيكه ميگن ميشنوه درددل كنه
با اون حرفاي نگفته دلشو در ميون بگذاره و باور كنه كه اونيكه اون بالاست به حرفاش گوش ميده؟
چه جوري ميشه با دلي دريايي در مواقع دلتنگي بي اختيار اشك ريخت؟
يه چيزي هم بگم: من حوصله موعظه ندارم.حرف دل ميخوام.
من گاهي فكر ميكردم خدا رو ميتونم همه جا ببينم حتي توي ذهنم اما حالا حس ميكنم اينطور نيست
توكل داشتن يك اعتقاد قوي ميخواد كه من ندارم _________________ در تاریخ زندگی خوانده ام : دوستی یک اتفاق،جدایی یک قانون، و تنهایی یک رسم است.
mahdi مدیر سایت وضعيت: آفلاين 3 تير ماه ، 1382 تعداد ارسالها: 838 امتياز: تشکر کرده: 0 تشکر شده 1 بار در 1 پست
ارسال شده در: دوشنبه، 3 آذر ماه ، 1382 00:52:41 موضوع مطلب:
من در پاسخ يك جريان رو براتون تعريف ميكنم:
روزي حضرت موسي در حال رفتن به سوي كوه تور بوده يه مردي جلوش رو ميگيره
ميگه : يا موسي! وقتي رفتي كوه تور به خدا بگو من نيازي به او ندارم. از اون بدم مياد.!
موسي پس از نصحيت ميبينه كه فايده نداره راهش رو ادامه ميده.
در كوه پس از مناجلت قصد رفتن داشته كه ندا مياد « يا موسي چرا پيام بنده منو نمي رسوني؟!»
حضرت موسي ميگه : خداوندا از بيانش شرمنده و خجالت زده ميشم.نميتونم بيان كنم.
خداوند ميفرمايند:«بگو!»
و موسي شرح واقعه رو عرض ميكند.
خداوند ميفرمايند : «به او بگو هرچند او مرا دوست ندارد اما من او را دوست دارم. هر چند مي گويد به من نيازي ندارد اما باز او را روزي ميدهم»
و .... _________________ مهدي
مردي از دياري ديگر
nafise حق آبو گِل داره! وضعيت: آفلاين 19 خرداد ماه ، 1382 تعداد ارسالها: 381 امتياز: تشکر کرده: 0 تشکر شده 0 بار در 0 پست
محل سكونت: مشهد
ارسال شده در: دوشنبه، 3 آذر ماه ، 1382 00:56:52 موضوع مطلب:
ممنونم آقاي منصوري
منم ميدونم كه اوني كه اون بالاست همه ماهارو مي بينه
ميدونم به همه روزي ميده
اما چرا بايد اين رو همه جا حتي كتابش به ما گوشزد كنه؟
به نظر من به رخ ما بكشه كه اون بالاست و ما پايين.... _________________ در تاریخ زندگی خوانده ام : دوستی یک اتفاق،جدایی یک قانون، و تنهایی یک رسم است.
mohammad_yours کاربر فعال وضعيت: آفلاين 18 مرداد ماه ، 1383 تعداد ارسالها: 118 امتياز: 3445 تشکر کرده: 0 تشکر شده 0 بار در 0 پست
محل سكونت: مشهد
ارسال شده در: سه شنبه، 4 مرداد ماه ، 1384 22:45:42 موضوع مطلب:
ببينيد نفيسه خانوم به نظر من بهترين جمله رو براي اين موضوع حافظ گفته كه
ما از برون در شده مغرور صد فريب
تا خود درون پرده چه تدبير مي كنند
... _________________ "I love you not because of who you are,
but because of who I am when I am with you."
mohammad_yours کاربر فعال وضعيت: آفلاين 18 مرداد ماه ، 1383 تعداد ارسالها: 118 امتياز: 3445 تشکر کرده: 0 تشکر شده 0 بار در 0 پست
محل سكونت: مشهد
ارسال شده در: سه شنبه، 4 مرداد ماه ، 1384 22:52:39 موضوع مطلب:
اما يه چيز ديگه هم حافظ گفته كه
حديث مطرب و مي گو و راز دهر كمتر جو
كه كس نگشود و نگشايد به حكمت اين معما را
همون طور كه خودتون گفتين من نميخوام شما رو موعظه كنم يا كلاس اخلاق بذارم چون خودم اولين نفر بهش احتياج دارم .
اما به عنوان برادر كوچيكترتون ميتونم كه پيشنهاد بهتون بكنم كه
با خدا دوست باشين و اونو مس دوستتون ببينين نه مس كسي كه چه ميدونم از بالا ما رو ميبينه يا ميخواد به ما چيزي رو گوشزد كنه .
به قول آقاي الهي قمشه اي خدا رو ميشه توي يه موسيقي ديد تا توي يه قاب عكس ...اون دوست داره پس مس من از دوست داشتنش سو استفاده نكن... _________________ "I love you not because of who you are,
but because of who I am when I am with you."