shaghayegh حق آبو گِل داره! وضعيت: آفلاين 25 مرداد ماه ، 1382 تعداد ارسالها: 461 امتياز: تشکر کرده: 0 تشکر شده 0 بار در 0 پست
ارسال شده در: جمعه، 19 تير ماه ، 1383 14:25:06 موضوع مطلب: دلم گرفته است
دلم گرفته است
دلم گرفته است
به ايوان مي روم و انگشتانم را
بر پوست كشيده شب مي كشيم
چراغ هاي رابطه تاريكند
چراغ هاي رابطه تاريكند
كسي مرا به آفتاب معرفي نخواهد كرد
كسي مرا به مهماني گنجشك هاي نخواهد برد
پرواز را به خاطر بسپار
پرنده مردني ست ! _________________ به ياد آرزوهايي كه مي ميرند سكوتي مي كنم سنگين تر از فرياد
mohammad_yours کاربر فعال وضعيت: آفلاين 18 مرداد ماه ، 1383 تعداد ارسالها: 118 امتياز: 3445 تشکر کرده: 0 تشکر شده 0 بار در 0 پست
محل سكونت: مشهد
ارسال شده در: سه شنبه، 4 مرداد ماه ، 1384 22:38:47 موضوع مطلب:
من هنوزم نتونستم با شعرايي كه اينجا مينويسين كنار بيام _________________ "I love you not because of who you are,
but because of who I am when I am with you."
mohammad_yours کاربر فعال وضعيت: آفلاين 18 مرداد ماه ، 1383 تعداد ارسالها: 118 امتياز: 3445 تشکر کرده: 0 تشکر شده 0 بار در 0 پست
محل سكونت: مشهد
ارسال شده در: يكشنبه، 9 مرداد ماه ، 1384 18:34:05 موضوع مطلب:
چراشو يه جاي ديگه نوشتم اما چيزي كه برام خيلي جالبه (و البته خيلي هم قشنگه) اين سليقه شماست ...
منظورم اين شعرايي هست كه اينجا مي نويسين
چون با خوندنشون هيچكس نميتونه بفهمه كه واقعا چه حالتي دارين... مطمئن هستم كه اين شعرا رو همينجوري نمي نويسين
پس بايد جالب باشهكه اين همه حس مختلف رو با هم مي تونين داشته باشين
اينه كه من ميگم كه نتونستن كنار بيام
شايد بهتر بود مي گفتم من هنوز نتونستن با سليقه قشنگ شما كنار بيام... _________________ "I love you not because of who you are,
but because of who I am when I am with you."
shaghayegh حق آبو گِل داره! وضعيت: آفلاين 25 مرداد ماه ، 1382 تعداد ارسالها: 461 امتياز: تشکر کرده: 0 تشکر شده 0 بار در 0 پست
ارسال شده در: يكشنبه، 9 مرداد ماه ، 1384 21:27:02 موضوع مطلب:
دل تنگ و قدم لنگ و ره باديه پر سنگ
در راه طلب كس بع گرانباري من نيست
بيداري مردم همه خواب از پي آن هست
در عشق تو خواب از پي بيداري من نيست _________________ به ياد آرزوهايي كه مي ميرند سكوتي مي كنم سنگين تر از فرياد
dl-dj کاربر جدید وضعيت: آفلاين 3 مهر ماه ، 1384 تعداد ارسالها: 46 امتياز: 1483 تشکر کرده: 0 تشکر شده 0 بار در 0 پست
ارسال شده در: سه شنبه، 22 آذر ماه ، 1384 00:06:18 موضوع مطلب: تنها
زمان دارد اينجا شتاب سكوت زمين مانده در پيچ و تاب سكوت كيم من در اين وسعت بيكران به درياي هستي حباب سكوت بر امواج ظلمت درخشيد وسوخت به دريايي از شب شهاب سكوت ز اسرار آسمان كهن چه دارد جهان جز جواب سكوت به اسرار بي انتهاي عدم ازل تا ابد ديد خواب سكوت به گرداب وحشت در آن سوي مرگ قيامت كند انقلاب سكوت در آن دم كه بي ما خدا مي نوشت قلم بود و تنها كتاب سكوت
dl-dj کاربر جدید وضعيت: آفلاين 3 مهر ماه ، 1384 تعداد ارسالها: 46 امتياز: 1483 تشکر کرده: 0 تشکر شده 0 بار در 0 پست
ارسال شده در: سه شنبه، 22 آذر ماه ، 1384 00:08:27 موضوع مطلب: آره
آسمان هست من هستم مثل يک پرستوي مهاجر با حسي غريب اما نه براي تو و نه براي هيچکس
در کنار اين مردم شايد حضور صدايي نتواند نگاههايي چنين سنگين را جا به جا کند
شايد براي باور وجودم اثباتي لازم باشد
اما من وجود دارم براي تنهايي ديوارهاي اتاق
hamid مدیر انجمن ادبیات وضعيت: آفلاين 10 تير ماه ، 1382 تعداد ارسالها: 418 امتياز: 1948 تشکر کرده: 0 تشکر شده 0 بار در 0 پست
ارسال شده در: شنبه، 2 تير ماه ، 1386 03:22:10 موضوع مطلب:
دلم از تموم دنیا و آدمشان گرفته بود و نمیخواستم به هیچ کدومشون فکر کنم و همه اونها رو مقصر می دونستم برای ناکامی هایی که داشتم و تمام تقصیر هایی که شاید خودم هم به واقع مقصر همه اونها بودم رو به گردن اطرافیان و دنیا و تقدیر می انداختم تا به دو تا دو بیتی بر خوردم که مسیر زندگی من رو عوض کرد...:
1:
غمگین دل خود به دهر شاد از که کنیم
چون خود دلبر خودیم یاد از که کنیم
مردم به فلک داد ز بی داد کنند
ما خود فلک خودیم داد از که کنیم
2:
ای نسخه نامه الهی که تویی
ای آیینه جمال شاهی که تویی
بیرون ز تو نیست آنچه در عالم هست
از خود بطلب هرآنچه خواهی که تویی
دیدم خیلی از مرحله پرت بودم. رفتم و سعی کردم خودم رو بشناسم البته در جریان هستید که اولین مرحله در مراحل خداشناسی هم همین خود شناسی است به هر حال در زندگی من یک نفر که تاثیر داشت. _________________ غمگين به دل از دهر. شاد از كه كنيم.....چون خود دلبر خوديم ياد از كه كنيم
مردم به فلك داد ز بي داد كنند.....ما خود فلك خوديم داد از كه كنيم