mohammad_yours کاربر فعال وضعيت: آفلاين 18 مرداد ماه ، 1383 تعداد ارسالها: 118 امتياز: 3445 تشکر کرده: 0 تشکر شده 0 بار در 0 پست
محل سكونت: مشهد
ارسال شده در: شنبه، 8 مرداد ماه ، 1384 15:48:01 موضوع مطلب: دروغ
سلام
اين بخش براي همه اونايي هست كه عشقشون تنهاشون گذاشته... _________________ "I love you not because of who you are,
but because of who I am when I am with you."
آخرين ويرايش توسط mohammad_yours در تاريخ يكشنبه، 16 مرداد ماه ، 1384 16:40:21; دفعات ويرايش در مجموع 2 مرتبه
mohammad_yours کاربر فعال وضعيت: آفلاين 18 مرداد ماه ، 1383 تعداد ارسالها: 118 امتياز: 3445 تشکر کرده: 0 تشکر شده 0 بار در 0 پست
محل سكونت: مشهد
ارسال شده در: شنبه، 8 مرداد ماه ، 1384 17:49:53 موضوع مطلب:
به نام اون کسی که منو ديوونه تو کرد و تو رو ديوونه ديگری....
------------------------------------------------------------------------------
اون كه ميگفت جونش به جونت بنده
حالا داره به گريه هات ميخنده
اون كه ميگفت بدون تو ميميره
دروغ ميگه ، دلش جنس كويره
دروغ ميگه تو گوش نده به حرفاش
نگو هنوز ميخواي بموني باهاش
خيال نكن بدون اون ميميري
بذار بره ، نباشه جون ميگيري
منتظر نظرات شما هم هستم... _________________ "I love you not because of who you are,
but because of who I am when I am with you."
shaghayegh حق آبو گِل داره! وضعيت: آفلاين 25 مرداد ماه ، 1382 تعداد ارسالها: 461 امتياز: تشکر کرده: 0 تشکر شده 0 بار در 0 پست
ارسال شده در: شنبه، 8 مرداد ماه ، 1384 19:25:20 موضوع مطلب:
ديدي اي دل كه غم عشق دگر بار چه كرد
چون بشد دلبر و با يار وفادار چه كرد
آه ازآن نرگس جادو كه چه بازي انگيخت
آه از آن مست كه با مردم هوشيار چه كرد
اشك من رنگ شفق يافت ز بي مهري يار
طالع بي شفقت بين كه درين كار چه كرد
ساقيا حام ميم ده كه نگارنده غيب
نيست معلوم كه در پرده اسرار چه كرد
آنكه پر نقش زد اين دايره مينايي
كس ندانست كه در گردش پرگار چه كرد
فكر عشق آتش غم در دل حافظ زد و سوخت
يار ديرينه ببينيد كه با يار چه كرد _________________ به ياد آرزوهايي كه مي ميرند سكوتي مي كنم سنگين تر از فرياد
mohammad_yours کاربر فعال وضعيت: آفلاين 18 مرداد ماه ، 1383 تعداد ارسالها: 118 امتياز: 3445 تشکر کرده: 0 تشکر شده 0 بار در 0 پست
محل سكونت: مشهد
ارسال شده در: يكشنبه، 9 مرداد ماه ، 1384 16:51:34 موضوع مطلب:
خبر مرگ مرا با تو چه كس می گويد ؟
آن زمان كه خبر مرگ مرا
از كسی می شنوی ، روی تو را
كاشكی می ديدم
شانه بالازدنت را
بی قيد
و تكان دادن دستت كه
مهم نيست زياد
و تكان دادن سر را كه
عجيب !عاقبت مرد ؟
افسوس
كاشكی می ديدم
من به خود می گويم:
” چه كسی باور كرد
جنگل جان مرا
آتش عشق تو خاكستر كرد ؟ “ _________________ "I love you not because of who you are,
but because of who I am when I am with you."
mohammad_yours کاربر فعال وضعيت: آفلاين 18 مرداد ماه ، 1383 تعداد ارسالها: 118 امتياز: 3445 تشکر کرده: 0 تشکر شده 0 بار در 0 پست
محل سكونت: مشهد
ارسال شده در: دوشنبه، 10 مرداد ماه ، 1384 19:16:42 موضوع مطلب:
شمع سوزان تو ام اين گونه خاموشم نكن
از كنــارت می روم اما فراموشـم نكــن
-------------------------------------------------------------------
دلم آشفته آن مايه نازست هنوز
مرغ پر سوخته در پنجه بازست هنوز
جان به لب آمد و لب به لب جانان نرسيد
دل به جان آمد و او بر سر نازست هنوز
گرچه بيگانه ز خود گشتم و ديوانه ز عشق
يار، عاشق كش و بيگانه نواز است هنوز
خاك گرديدم و بر آتش من آب نزد
غافل از حسرت ارباب نياز است هنوز
گرچه هر لحظه مدد مى دهدم چشم پر آب
دل سودازده در سوز و گداز است هنوز
همه خفتند به غير از من و پروانه و شمع
قصه ما دو سه ديوانه دراز است هنوز
گرچه رفتى ز دلم حسرت روى تو نرفت
در اين خانه به اميد تو بازست هنوز
اين چه سوداست «عمادا» كه تو در سر دارى
وين چه سوزيست كه در پرده سازست هنوز
"عماد خراساني" _________________ "I love you not because of who you are,
but because of who I am when I am with you."
mohammad_yours کاربر فعال وضعيت: آفلاين 18 مرداد ماه ، 1383 تعداد ارسالها: 118 امتياز: 3445 تشکر کرده: 0 تشکر شده 0 بار در 0 پست
محل سكونت: مشهد
ارسال شده در: دوشنبه، 10 مرداد ماه ، 1384 22:42:33 موضوع مطلب:
زلف بر باد مده تا ندهي بر بادم
ناز بنياد مكن تا نكني بنيادم
مي مخور با همه كس تا نخورم خون جگر
سرمكش تا نكشد سر به فلك فريادم
زلف را حلقه مكن تا نكني در بندم
طره را تاب مده تا ندهي بر بادم
يار بيگانه مشو تا نبري از خويشم
غم اغيار مخور تا نكني ناشادم
رخ برافروز كه فارغ كني از برگ گلم
قد برافراز كه از سرو كني آزادم
شمع هر جمع مشو ور نه بسوزي ما را
ياد هر قوم مكن تا نروي از يادم
شهره شهر مشو تا ننهم سر در كوه
شور شيرين منما تا نكني فرهادم
رحم كن بر من مسكين و به فريادم رس
تا به خاك در آصف نرسد فريادم
حافظ از جور تو حاشا كه بگرداند روي
من از آن روز كه در بند توام آزادم
لسان الغيب _________________ "I love you not because of who you are,
but because of who I am when I am with you."
nafise حق آبو گِل داره! وضعيت: آفلاين 19 خرداد ماه ، 1382 تعداد ارسالها: 381 امتياز: تشکر کرده: 0 تشکر شده 0 بار در 0 پست
محل سكونت: مشهد
ارسال شده در: سه شنبه، 11 مرداد ماه ، 1384 20:32:28 موضوع مطلب:
هر کسی از ظن خود شد یار من
از درون من بجست اسرار من
---------------------------------------
کی ام من ؟ دردمندی ، ناتوانی
اسیری،خسته ای،افسرده جانی
تذروی ، آشیان بر باد رفته
بدام افتاده ای ، از یاد رفته
دلم بیمار و لب خاموش و رخ زرد
همه سوز و همه داغ و همه درد
بود آسان علاج درد بیمار
چو دل بیمار شد ، مشکل شود کار
نه دمسازی ، که با وی راز گویم
نه یاری تا غم دل باز گویم
در این محفل چو من حسرت کشی نیست
به سوز سینه من آتشی نیست
------- رهی معیری --------
بخش جالبی راه انداختید . مدتیه که نوشته های دوستان رو میخونم و دوست داشتم فرصتی پیش بیاد تا من هم در این بخش حرفای دلم رو بزنم .
البته من شعر خاصی از بیوفایی روزگار و دوستان ندارم و متاسفانه زبان گویایی هم برای گفتن حرفام ندارم ولی دوست دارم شعری از قیصر (KAISER) رو براتون بیارم :
هر کی میگه دوستت دارم دروغ میگه
هر کی میگه وفا دارم دروغ میگه
تو این دوره زمونه – عاشقی گشته نمونه
هر چی جستجو کنی – از او نمی بینی نشونه
من میگم مهر و مروت – من میگم عشق و محبت
من میگم مهر و وفا – همش دروغه
من میگم اشکای عاشق – من میگم گل شقایق
من میگه مهر و صفا – همش دروغه
اگه شود چشمی ز اشک – باور مکن
غوغا شود دنیا ز عشق – باور مکن
هر که تو را عاشق شود باشد دمی
او بگذرد تنها شوی بی همدمی ...
تو بمون – تنها بمون --- تنهایی خیلی بهتره
هر کسی عشقی بده --- راه مده بی ثمره
خون دل بسه دیگه --- دنبال عشق کَس نرو
دل خود نگه بدار --- به عشق کَس منه گرو
یه دوستی میگفت امسال خیلی از خواننده ها مثل منصور – شهرام کاشانی و قیصر یه ترانه بنام (دروغ) توی آلبوم خودشون دارند .
واقعا فکر میکنید علتش چی باشه ؟ غیر از اینه که دوستیهای پاک و بی آلایش فراموش شده ... _________________ در تاریخ زندگی خوانده ام : دوستی یک اتفاق،جدایی یک قانون، و تنهایی یک رسم است.
mohammad_yours کاربر فعال وضعيت: آفلاين 18 مرداد ماه ، 1383 تعداد ارسالها: 118 امتياز: 3445 تشکر کرده: 0 تشکر شده 0 بار در 0 پست
محل سكونت: مشهد
ارسال شده در: چهارشنبه، 12 مرداد ماه ، 1384 21:30:12 موضوع مطلب:
ممنون نفيسه خانوم
واقعا شعراي قشنگي بود
يادمه توي يكي از كنسرت هاي رضا صادقي (فكر كنم مال همين 84 هم بود) يه شعر توي همين مايه هاي تاپيك دروغ داشت دكلمه ميكرد كه همه مردم براش دست زدند
بعد يه دفعه با تعجب گفتش كه : "بابا ما چقدر دل شكسته اينجا داريم ..."
نميخوام بگم مردم همه دل شكسته هستن يا بهشون بي وفايي شده ، اما طرفداراي اين جور شعرا زياد شده هر چند كه زماني هم كه من (ما) بوديم بازم از اين جور شعرا گوش ميكرديم پس هر كس كه مس من از اين شعرا خوشش مياد اينجا بنويسه تا بقيه هم ازش لذت ببرن
تا الان كه بچه ها شعراي خيلي قشنگي نوشته بودن
از همه ممنونم
Expired Hero _________________ "I love you not because of who you are,
but because of who I am when I am with you."
mohammad_yours کاربر فعال وضعيت: آفلاين 18 مرداد ماه ، 1383 تعداد ارسالها: 118 امتياز: 3445 تشکر کرده: 0 تشکر شده 0 بار در 0 پست
محل سكونت: مشهد
ارسال شده در: چهارشنبه، 12 مرداد ماه ، 1384 21:32:25 موضوع مطلب:
دلبركم چيزی بگو
به من كه از گريه پرم
به من كه بی صدای تو
از شب شكست ميخورم
دلبركم چيزی بگو
به من كه گرم هق هق ام
به من كه آخرينه
آواره های عاشقم
چيزی بگو كه آينه
خسته نشه از بی كسی
غزل بشن گلايه ها
نه هق هق دلواپسی
نذار كه از سكوت تو
پرپر بشن ترانه ها
دوباره من بمونمو
خاكستر پروانه ها
چيزی بگو اما نگو
از مرگ ياد و خاطره
كابوس رفتنت بگو
از لحظه های من بره
چيزی بگو اما نگو
قصه ما بسر رسيد
نگو كه خورشيدك من
چادر شب بسر كشيد
دقيقه ها غزل ميگن
وقتی سكوتو ميشكنی
قناريا عاشق ميشن
وقتی تو حرف ميزنی
دلبركم چيزی بگو
به من كه خاموش توام
به من كه همبستر تو اما فراموش توام
چيزی بگو كه آينه
خسته نشه از بی كسی
غزل بشن گلايه ها
نه هق هق دلواپسی
نذار كه از سكوت تو
پرپر بشن ترانه ها
دوباره من بمونمو
خاكستر پروانه ها
چيزی بگو اما نگو
از مرگ ياد و خاطره
كابوس رفتنت بگو
از لحظه های من بره
چيزی بگو اما نگو
قصه ما بسر رسيد
نگو كه خورشيدك من
چادر شب بسر كشيد
چيزی بگو اما نگو
از مرگ ياد و خاطره
كابوس رفتنت بگو
از لحظه های من بره
چيزی بگو اما نگو
قصه ما بسر رسيد
"ايرج جنت عطايي" _________________ "I love you not because of who you are,
but because of who I am when I am with you."
shaghayegh حق آبو گِل داره! وضعيت: آفلاين 25 مرداد ماه ، 1382 تعداد ارسالها: 461 امتياز: تشکر کرده: 0 تشکر شده 0 بار در 0 پست
ارسال شده در: پنجشنبه، 13 مرداد ماه ، 1384 21:54:55 موضوع مطلب:
گل من گريه مكن
گل من گريه مكن
كه در آينه ي اشك تو غم من پيداست
قطره ي اشك تو داند كه غم من درياست
گل من گريه مكن
سخن از اشك مخواه
كه سكوتت گوياست
از نگه كردنت احوال تو را مي دانم
دل غربت زده ات
بي نوايي تنهاست
من و تو مي دانيم
چه غمي در دل ماست
گل من گريه مكن
اشك تو صاعقه است
تو به هر شعله ي چشمان ترم مي سوزي
بيش از اين گريه مكن
كه بدين غمزدگي بيشترم مي سوزي
من چو مرغ قفسم
تو در اين كنج قفس بال و پرم مي سوزي
گل ن گريه مكن
كه در آيينه ي اشك تو غم من پيداست
فطره ي اشك تو داند كه غم من درياست
دل به اميد ببند
نا اميدي كفرست
چشم ما بر فرداست
ز تبسم مگريز
در دندان تو در غنچه ي لب زيباست
گل من گريه مكن
مهدي سهيلي _________________ به ياد آرزوهايي كه مي ميرند سكوتي مي كنم سنگين تر از فرياد