soroushafyouni کاربر فعال وضعيت: آفلاين 18 خرداد ماه ، 1382 تعداد ارسالها: 182 امتياز: تشکر کرده: 0 تشکر شده 0 بار در 0 پست
محل سكونت: اصفهان-چهار باغ بالا
ارسال شده در: چهارشنبه، 8 مرداد ماه ، 1382 10:44:05 موضوع مطلب:
يك روز .بي جنبش برگ
اينجا؟
ني. دردره ي مرگ
تاريكي .تنهايي.
ني . خلوا زيبايي
به تما شا چه كسي مي آيد چه كسي مارا مي بويد؟.......
(سهراب سپهري)
(بله شرمنده اگه با مني آخه من چه ميدونم سمر با ث هست يا سين اوالشام با ث نوشتم ديدم بد شد سينش كردم خوب حالا به پاي قبزسي بودنمون بزارين و جوجه بودن باشههههههه؟ ممنون از اين توجه! ) _________________ Soroush Afyouni
soroushafyouni کاربر فعال وضعيت: آفلاين 18 خرداد ماه ، 1382 تعداد ارسالها: 182 امتياز: تشکر کرده: 0 تشکر شده 0 بار در 0 پست
محل سكونت: اصفهان-چهار باغ بالا
ارسال شده در: چهارشنبه، 8 مرداد ماه ، 1382 10:44:29 موضوع مطلب:
يك روز .بي جنبش برگ
اينجا؟
ني. دردره ي مرگ
تاريكي .تنهايي.
ني . خلوا زيبايي
به تما شا چه كسي مي آيد چه كسي مارا مي بويد؟.......
د بدين
(سهراب سپهري)
(بله شرمنده اگه با مني آخه من چه ميدونم سمر با ث هست يا سين اوالشام با ث نوشتم ديدم بد شد سينش كردم خوب حالا به پاي قبزسي بودنمون بزارين و جوجه بودن باشههههههه؟ ممنون از اين توجه! ) _________________ Soroush Afyouni
yalda همکار سایت وضعيت: آفلاين 15 تير ماه ، 1382 تعداد ارسالها: 157 امتياز: تشکر کرده: 0 تشکر شده 0 بار در 0 پست
ارسال شده در: پنجشنبه، 9 مرداد ماه ، 1382 05:38:42 موضوع مطلب:
ديده به تو گويد سخن از حالت و احوال من
پوشيده نيست حال من دل چون شب تارم نكن
(شعر: مسافر)
(متشكرم آقا سروش البته منظورم فقط شما نبود ولي از اينكه سايت بچه هاي خوبي مثل شما داره خوشحالم ... باعث دلگرميه)
نون بدين _________________ راستي سلام!
soroushafyouni کاربر فعال وضعيت: آفلاين 18 خرداد ماه ، 1382 تعداد ارسالها: 182 امتياز: تشکر کرده: 0 تشکر شده 0 بار در 0 پست
محل سكونت: اصفهان-چهار باغ بالا
ارسال شده در: پنجشنبه، 9 مرداد ماه ، 1382 17:23:02 موضوع مطلب:
نسبم شايد برسد به سفالينه اي از خاك
نسبم شايد برسد به زني... در شهره بخارا
پدرم پشت دوبار آمدن چلچله ها پشت دو برف
پدرم پشت دو خوابيدن در مهتاب
پدرم پشت زمانها مرده است
پدرم وقتي مرد آسمان آبي بود
مادرم بيخبر از خواب پرييد خواهرم زيبا شد
پدرم وقتي مرد پاسبانها همه شاعر بودند
مرد بقال از من مي پرسد چنر من خربزه مي خواهي ؟
من از او پرسيدم دل خوش سيري چند؟
(من=واحد اندازه گيري در قديم)
(دلم نيمد همش را ننويسم آخه خيلي قشنگ راستي من الان از كافي نت بلواره دولت آباد خيا بان سجاد هتل هماي 2 هستم و چاكره همه ي مشهدي ها هم هستم ) _________________ Soroush Afyouni
yalda همکار سایت وضعيت: آفلاين 15 تير ماه ، 1382 تعداد ارسالها: 157 امتياز: تشکر کرده: 0 تشکر شده 0 بار در 0 پست
ارسال شده در: جمعه، 10 مرداد ماه ، 1382 05:01:20 موضوع مطلب:
در نظر بازي ما بي خبران حيرانند
رو به موت از فوضولي كين دو چه سان مينالند!
مگرم چشم سياه تو بياموزد كار
ور نه تا صبح قيامت به كف اش ميمانند
(حافظا ما را ببخش) _________________ راستي سلام!
yalda همکار سایت وضعيت: آفلاين 15 تير ماه ، 1382 تعداد ارسالها: 157 امتياز: تشکر کرده: 0 تشکر شده 0 بار در 0 پست
ارسال شده در: چهارشنبه، 15 مرداد ماه ، 1382 01:43:17 موضوع مطلب:
وقتي از خويش به تو ميرسم افسوس ...
من اي ديگر نيست
همه چيز همه كس ميشوي و من هيچم
مثل پيچك به تن ساقه تو ميپيچم
(شعر: كاش بر ميگشتي)
ميم بدين
لطفا اين قسمت مشاعره رو هم از ركود در بيارين _________________ راستي سلام!